winkle out
بیرون آوردن
sea winkle
حلزون دریایی
winkle picker
کفش صدف
winkle shell
صدف حلزون
At last I winkled the truth out of him.
بالاخره حقیقت را از او بیرون کشیدم.
I swore I wasn't going to tell her, but she winkled it all out of me.
قسم خوردم که به او نمی گویم، اما او همه چیز را از من بیرون کشید.
winkle out
بیرون آوردن
sea winkle
حلزون دریایی
winkle picker
کفش صدف
winkle shell
صدف حلزون
At last I winkled the truth out of him.
بالاخره حقیقت را از او بیرون کشیدم.
I swore I wasn't going to tell her, but she winkled it all out of me.
قسم خوردم که به او نمی گویم، اما او همه چیز را از من بیرون کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید