winnow

[ایالات متحده]/ˈwɪnəʊ/
[بریتانیا]/ˈwɪnoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جدا کردن خوب از بد با استفاده از یک فرآیند بوجاری؛ انتخاب با دقت
vi. جدا کردن خوب از بد
n. عمل جدا کردن دانه‌ها با استفاده از یک فرآیند بوجاری؛ ابزاری که برای بوجاری استفاده می‌شود
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwinnowing
شکل سوم شخص مفردwinnows
قسمت سوم فعلwinnowed
زمان گذشتهwinnowed
جمعwinnows

عبارات و ترکیب‌ها

winnowing process

فرآیند غربالگری

winnow the candidates

کاندیداها را غربال کنید

جملات نمونه

to winnow truth from falsehood

برای جدا کردن حقیقت از دروغ

a breeze winnowing the tall grass.

نسیمی علف‌های بلند را جدا کرد.

winnowing out the errors in logic.

حذف کردن اشتباهات منطقی

the contenders had been winnowed to five.

نامزدها به پنج نفر کاهش یافته بودند.

the autumn wind winnowing its way through the grass.

باد خریستانی که از میان علف‌ها می‌گذشت.

women winnow the chaff from piles of unhusked rice.

زنان کاه را از توده های برنج غیرپوسته جدا می کنند.

amidst this welter of confusing signals, it's difficult to winnow out the truth.

در میان این آشفتگی از نشانه‌های گیج‌کننده، جدا کردن حقیقت دشوار است.

guidelines that would help winnow out those not fit to be soldiers.

دستورالعمل‌هایی که به شناسایی و حذف کسانی که برای سرباز شدن مناسب نیستند کمک می‌کند.

Under the rice huller head winnower is designed for separating husks,unripe paddy and dust from the mixture of unhulled paddy and brown rice.

تحت سر دستگاه جدا کننده پوست برنج، دستگاه جدا کننده برای جدا کردن پوست ها، برنج نارس و گرد و غبار از مخلوط برنج بدون پوست و برنج قهوه ای طراحی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید