withy

[ایالات متحده]/ˈwɪði/
[بریتانیا]/ˈwɪði/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درخت بید یا یک شاخه بید انعطاف‌پذیر؛ یک طناب یا شاخه بید انعطاف‌پذیر
adj. انعطاف‌پذیر و باریک
Word Forms
جمعwithies

عبارات و ترکیب‌ها

withy bank

گودال با برگ

withy bough

شاخه با برگ

withy willow

حمايل با برگ

withy hedge

پرچین با برگ

withy grove

باغچه‌ی با برگ

withy fence

نرده با برگ

withy shoot

ساقه با برگ

withy withe

چوب با برگ

withy plant

گیاه با برگ

withy thicket

گلوگاه با برگ

جملات نمونه

she made a withy basket for the picnic.

او یک سبد بافتنی برای پیک نیک درست کرد.

the children played withy sticks by the river.

کودکان با چوب‌های بافتنی کنار رودخانه بازی کردند.

he used a withy branch to build a shelter.

او از یک شاخه بافتنی برای ساختن سرپناه استفاده کرد.

withy trees grow well in wet soil.

درختان بافتنی به خوبی در خاک مرطوب رشد می‌کنند.

we learned how to weave withy into beautiful shapes.

ما یاد گرفتیم چگونه بافتنی را به شکل‌های زیبا ببافیم.

the artist crafted a withy sculpture for the exhibition.

هنرمند یک مجسمه بافتنی برای نمایشگاه ساخت.

withy plants are often found near rivers and lakes.

گیاهان بافتنی اغلب در نزدیکی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها یافت می‌شوند.

they used withy to create traditional crafts.

آنها از بافتنی برای ساختن صنایع دستی سنتی استفاده کردند.

the withy fence added charm to the garden.

فنس بافتنی به باغ جذابیت بخشید.

withy weaving is a skill passed down through generations.

بافت بافتنی مهارتی است که نسل به نسل منتقل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید