wittol

[ایالات متحده]/ˈwɪtəl/
[بریتانیا]/ˈwɪtəl/

ترجمه

n. شوهر که از خیانت همسرش آگاه است و آن را تحمل می‌کند
Word Forms
جمعwittols

عبارات و ترکیب‌ها

wittol husband

همسر ویটল

wittol behavior

رفتار ویটল

wittol attitude

نگرش ویটল

wittol syndrome

سندرم ویটল

wittol culture

فرهنگ ویটল

wittol status

وضعیت ویتل

wittol dynamics

پویایی ویتل

wittol relationships

روابط ویتل

wittol narrative

روایت ویتل

wittol perspective

دیدگاه ویتل

جملات نمونه

he was labeled a wittol after his wife cheated on him.

او پس از خیانت همسرش به عنوان یک ویتول برچسب‌گذاری شد.

being a wittol can be a painful experience for many men.

ویتول بودن می‌تواند یک تجربه دردناک برای بسیاری از مردان باشد.

some cultures view a wittol with disdain.

برخی از فرهنگ‌ها با تحقیر به ویتول نگاه می‌کنند.

he accepted his role as a wittol without complaint.

او بدون شکایت نقش خود را به عنوان یک ویتول پذیرفت.

many people sympathize with a wittol's situation.

بسیاری از مردم با وضعیت یک ویتول همدلی می‌کنند.

in literature, the wittol is often portrayed as a tragic figure.

در ادبیات، ویتول اغلب به عنوان یک شخصیت تراژیک به تصویر کشیده می‌شود.

he felt humiliated being called a wittol in public.

او احساس تحقیر کرد که در حضور عموم به عنوان یک ویتول مورد خطاب قرار گرفت.

discussing the wittol's plight can spark important conversations.

بحث در مورد وضعیت وخیم ویتول می‌تواند جرقه بحث‌های مهمی را بزند.

some men embrace the label of wittol as a badge of honor.

برخی از مردان برچسب ویتول را به عنوان نشان افتخار می‌پذیرند.

his friends tried to console him for being a wittol.

دوستانش سعی کردند او را برای اینکه ویتول بود، تسلی دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید