wobblings

[ایالات متحده]/'wɔbliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوسان، لرزش، تکان خوردن

جملات نمونه

The toddler was wobbling as he tried to walk.

کودک خردسال در حالی که سعی می کرد راه برود، به لرزه افتاده بود.

The old chair was wobbling under his weight.

صندلی قدیمی زیر وزن او به لرزه افتاده بود.

The drunk man was wobbling on his feet.

مرد مست روی پاهایش به لرزه افتاده بود.

Her voice was wobbling with emotion.

صدای او با احساسات به لرزه افتاده بود.

The wobbling bridge made me nervous.

پل لرزان مرا مضطرب کرد.

The wobbling jelly on the plate looked unappetizing.

ژله لرزان روی بشقاب غیر جذاب به نظر می رسید.

The wobbling fan needed to be fixed.

باتری لرزان نیاز به تعمیر داشت.

The wobbling bicycle tire needed air.

لاستیک دوچرخه لرزان به هوا نیاز داشت.

She felt wobbling knees before her big presentation.

او قبل از ارائه بزرگ خود احساس لرزش در زانوهایش کرد.

The wobbling ladder was unsafe to climb.

نردبان لرزان برای بالا رفتن نا امن بود.

نمونه‌های واقعی

I was the only woman and I was like wobbling in there.

من تنها زنی بودم و در آنجا مثل این که به لرزه افتاده بودم.

منبع: VOA Standard English_Americas

And just before the spinning top appears to be wobbling, there's a cut to black.

و درست قبل از اینکه سرپوش گردان به نظر برسد که در حال لرزیدن است، صحنه به سیاهی می‌رود.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

From Brazil to Thailand, many of the other emerging economies that are now wobbling have also seen credit booms.

از برزیل تا تایلند، بسیاری از اقتصادهای نوظهامی که اکنون در حال لرزیدن هستند، شاهد رونق اعتباری نیز بوده‌اند.

منبع: The Economist - Comprehensive

Though the Fed has described jobs growth as solid, some analysts worry that the labour market is wobbling.

اگرچه فدرال رزرو رشد اشتغال را قوی توصیف کرده است، برخی از تحلیلگران نگرانند که بازار کار در حال لرزیدن است.

منبع: The Economist (Summary)

After a little wobbling, it's a piece of cake.

بعد از کمی لرزش، خیلی آسان است.

منبع: Rich Dad Poor Dad

The ball takes off, pointing towards the air pushing against it, wobbling around its reference axis.

توپ پرتاب می‌شود و به سمت هوایی اشاره می‌کند که در برابر آن فشار می‌آورد، در حالی که در امتداد محور مرجع خود به لرزه می‌افتد.

منبع: Vox opinion

But when it comes to money, it's the determination to get through the wobbling that's a personal thing.

اما وقتی صحبت از پول می‌شود، اراده برای عبور از لرزش یک موضوع شخصی است.

منبع: Rich Dad Poor Dad

This table's been wobbling all evening.

این میز تمام شب لرزش داشته است.

منبع: BoJack Horseman Season 2

Empathy, logic, authenticity were all wobbling like crazy.

همدردی، منطق و اصالت همگی به شدت در حال لرزش بودند.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2018 Collection

A wobbling banking industry undermines support for his government.

یک صنعت بانکداری لرزان از حمایت از دولت او می‌کاهد.

منبع: Economist Finance and economics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید