wronging someone
آسیب رساندن به کسی
wronging yourself
آسیب رساندن به خود
wronging others
آسیب رساندن به دیگران
wronging me
آسیب رساندن به من
wronging them
آسیب رساندن به آنها
wronging us
آسیب رساندن به ما
wronging people
آسیب رساندن به مردم
wronging rights
نقض حقوق
wronging trust
نقض اعتماد
wronging feelings
آسیب رساندن به احساسات
he felt that he was wronging his friend by not telling the truth.
او احساس میکرد که با نگفتن حقیقت، دوست خود را ناراحت میکند.
she was wronging herself by not pursuing her dreams.
او با دنبال نکردن رویاهایش، خود را ناراحت میکرد.
don't worry about wronging anyone; just be honest.
نگران ناراحت کردن کسی نباشید؛ فقط صادق باشید.
he realized he was wronging his colleagues by not sharing the workload.
او متوجه شد که با تقسیم نکردن بار کاری، همکاران خود را ناراحت میکند.
she apologized for wronging her sister during their argument.
او برای ناراحت کردن خواهرش در طول بحث عذرخواهی کرد.
by not attending the meeting, he felt he was wronging the team.
با نرفتن به جلسه، او احساس کرد که تیم را ناراحت میکند.
he was wronging himself by not accepting help when he needed it.
او با نپذیرفتن کمک در زمانی که به آن نیاز داشت، خود را ناراحت میکرد.
she feared that wronging her parents would lead to regret.
او میترسید که ناراحت کردن والدینش منجر به پشیمانی شود.
he didn't want to risk wronging his mentor with careless words.
او نمیخواست با کلمات بیاحتیاط، مربی خود را ناراحت کند.
they worried about wronging the community with their decisions.
آنها نگران ناراحت کردن جامعه با تصمیمات خود بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید