xs

[ایالات متحده]/[ɛks ˈɛs]/
[بریتانیا]/[ɛks ˈɛs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوق العاده کوچک
n. فوق العاده کوچک (اندازه); اشعه ایکس

جملات نمونه

the company plans to expand its xs line of products.

شرکت قصد دارد خط تولید محصولات XS خود را گسترش دهد.

he bought an xs t-shirt because it was the only size available.

او یک تی‌شرت XS خرید زیرا تنها سایز موجود بود.

the xs model offers a great value for the price.

مدل XS ارزش خوبی نسبت به قیمت ارائه می‌دهد.

she prefers xs sizes in women's clothing.

او سایز XS را در لباس‌های زنانه ترجیح می‌دهد.

the xs version is slightly smaller than the s version.

نسخه XS کمی کوچکتر از نسخه S است.

we offer xs, s, m, l, and xl sizes.

ما سایزهای XS، S، M، L و XL ارائه می‌دهیم.

the xs scooter is perfect for navigating city streets.

اسکوتر XS برای پیمایش در خیابان‌های شهر عالی است.

he needed an xs battery for his remote control.

او به یک باتری XS برای کنترل از راه دور خود نیاز داشت.

the xs camera boasts impressive features.

دوربین XS دارای ویژگی‌های چشمگیری است.

they are discontinuing the xs model next year.

آنها قصد دارند مدل XS را سال آینده کنار بگذارند.

the xs phone case provides excellent protection.

محافظ گوشی XS محافظت عالی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید