yammer

[ایالات متحده]/ˈjæmə/
[بریتانیا]/ˈjæmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آه کشیدن، گریه کردن یا شکایت کردن
vi. به طور بلند فریاد زدن یا مکرراً شکایت کردن
vt. شکایت کردن یا ناله کردن
n. یک شکایت بلند یا سخن بی‌معنا؛ یک ناله یا شکایت خسته‌کننده
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریyammering
جمعyammers
شکل سوم شخص مفردyammers
زمان گذشتهyammered
قسمت سوم فعلyammered

عبارات و ترکیب‌ها

yammer away

گپ زدن

yammer on

ادامه دادن گپ

yammering noise

هم‌همه

yammer like

مانند گپ زدن

yammer at

گپ زدن به سمت

yammer about

در مورد گپ زدن

yammering child

کودک گپ‌زن

yammer in

در حین گپ زدن

yammer with

گپ زدن با

yammer during

در طول گپ زدن

جملات نمونه

stop yammering and get to the point.

بگو بخور و به اصل مطلب برس.

she always yammered about her weekend plans.

او همیشه درباره برنامه های آخر هفته اش حرف می زد.

he tends to yammer when he's nervous.

وقتی عصبی است، او معمولاً حرف می زند.

the kids yammered excitedly about the trip.

بچه ها با هیجان درباره سفر حرف زدند.

don't yammer on about trivial matters.

در مورد مسائل جزئی حرف نزن.

she would yammer endlessly during meetings.

او به طور مداوم در جلسات حرف می زد.

he loves to yammer about his favorite movies.

او عاشق صحبت کردن درباره فیلم های مورد علاقه اش است.

the old man would yammer about his youth.

آن مرد پیر درباره جوانی اش صحبت می کرد.

she can't help but yammer when she's excited.

وقتی هیجان دارد نمی تواند جلوی حرف زدن خود را بگیرد.

we had to ask him to stop yammering during the presentation.

ما مجبور شدیم از او بخواهیم در حین ارائه صحبت کردنش را متوقف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید