zigs

[ایالات متحده]/zɪg/
[بریتانیا]/zɪɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چرخش تند؛ یک گوشه به شکل زیگزاگ
vi. به صورت زیگزاگ چرخیدن

عبارات و ترکیب‌ها

zigzag

zig zag

zigzag pattern

الگوی زیگزاگ

zigzag road

جاده زیگزاگی

جملات نمونه

zig to the right and zag back

چرخش به راست و بازگشت به چپ

The zigs and zags of foreign policy.

پیچ و خم سیاست خارجی.

many zigs and zags in the mountain road; the zigs and zags of the stock market.

پیچ و خم‌های زیاد در جاده کوهستانی؛ پیچ و خم بازار سهام.

he went round and round in zigs and zags.

او به صورت مارپیچ و با پیچ و خم دور و بر می گردید.

a zig to the right followed a zag to the left

یک چرخش به راست، یک چرخش به چپ را دنبال کرد.

When your opponent zigs, zag!

وقتی حریف شما به راست می‌رود، به چپ بروید!

we travelled in a series of zigs and zags.

ما در یک سری از چرخش‌ها و پیچ و خم‌ها سفر کردیم.

Argiope has the typical circular vertical web, with some broad white zig-zag stitching forming a stabilimentum on which the spiders rests, head down.

Argiope دارای یک تارعنکوبوی عمودی معمولاً دایره‌ای است، با برخی از طرح‌های زیگزاگی سفید پهن که یک استابیلیمنتوم را تشکیل می‌دهد، جایی که عنکبوت‌ها سر به پایین استراحت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید