phrased it well
خوب بیان شده است
carefully phrased
با دقت بیان شده است
phrased questions
سوالات بیان شده
phrased response
پاسخ بیان شده
phrased differently
به طور متفاوتی بیان شده است
phrased clearly
به وضوح بیان شده است
phrased concerns
نگرانیهای بیان شده
phrased agreement
توافق بیان شده
phrased opinion
نظر بیان شده
the candidate phrased his response carefully to avoid controversy.
نامزد پاسخ خود را با دقت بیان کرد تا از بروز جنجال جلوگیری کند.
she phrased the question in a way that encouraged participation.
او سوال را به گونهای مطرح کرد که مشارکت را تشویق میکرد.
the lawyer phrased the contract to protect his client's interests.
وکیل قرارداد را به گونهای تنظیم کرد تا از منافع موکلش محافظت کند.
it's important to phrase your email professionally.
مهم است ایمیل خود را به صورت حرفهای بیان کنید.
he phrased his concerns politely, even though he was frustrated.
او نگرانیهای خود را با احترام بیان کرد، حتی اگر او разочарован بود.
the report phrased the findings in a clear and concise manner.
گزارش یافتهها را به روشی واضح و مختصر بیان کرد.
they phrased their offer as a generous gesture of goodwill.
آنها پیشنهاد خود را به عنوان یک اقدام سخاوتمندانه حسن نیت مطرح کردند.
the politician phrased his speech to appeal to a wider audience.
سیاستمدار سخنرانی خود را به گونهای بیان کرد تا مخاطبان بیشتری را جذب کند.
i need to phrase my request more effectively.
من باید درخواست خود را به طور مؤثرتری بیان کنم.
the instructions were phrased ambiguously, causing confusion.
دستورالعملها به طور مبهم بیان شده بودند و باعث سردرگمی شدند.
the company phrased its mission statement to inspire employees.
شرکت بیانیه ماموریت خود را به گونهای بیان کرد تا به الهام بخشیدن به کارکنان کمک کند.
phrased it well
خوب بیان شده است
carefully phrased
با دقت بیان شده است
phrased questions
سوالات بیان شده
phrased response
پاسخ بیان شده
phrased differently
به طور متفاوتی بیان شده است
phrased clearly
به وضوح بیان شده است
phrased concerns
نگرانیهای بیان شده
phrased agreement
توافق بیان شده
phrased opinion
نظر بیان شده
the candidate phrased his response carefully to avoid controversy.
نامزد پاسخ خود را با دقت بیان کرد تا از بروز جنجال جلوگیری کند.
she phrased the question in a way that encouraged participation.
او سوال را به گونهای مطرح کرد که مشارکت را تشویق میکرد.
the lawyer phrased the contract to protect his client's interests.
وکیل قرارداد را به گونهای تنظیم کرد تا از منافع موکلش محافظت کند.
it's important to phrase your email professionally.
مهم است ایمیل خود را به صورت حرفهای بیان کنید.
he phrased his concerns politely, even though he was frustrated.
او نگرانیهای خود را با احترام بیان کرد، حتی اگر او разочарован بود.
the report phrased the findings in a clear and concise manner.
گزارش یافتهها را به روشی واضح و مختصر بیان کرد.
they phrased their offer as a generous gesture of goodwill.
آنها پیشنهاد خود را به عنوان یک اقدام سخاوتمندانه حسن نیت مطرح کردند.
the politician phrased his speech to appeal to a wider audience.
سیاستمدار سخنرانی خود را به گونهای بیان کرد تا مخاطبان بیشتری را جذب کند.
i need to phrase my request more effectively.
من باید درخواست خود را به طور مؤثرتری بیان کنم.
the instructions were phrased ambiguously, causing confusion.
دستورالعملها به طور مبهم بیان شده بودند و باعث سردرگمی شدند.
the company phrased its mission statement to inspire employees.
شرکت بیانیه ماموریت خود را به گونهای بیان کرد تا به الهام بخشیدن به کارکنان کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید