reimburse

[ایالات متحده]/ˌriːɪmˈbɜːs/
[بریتانیا]/ˌriːɪmˈbɜːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل. بازپرداخت کردن; تسویه کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلreimbursed
شکل سوم شخص مفردreimburses
جمعreimburses
زمان گذشتهreimbursed
صفت یا فعل حال استمراریreimbursing

عبارات و ترکیب‌ها

make a reimbursement

پرداخت بازپرداخت

reimbursement process

فرآیند بازپرداخت

جملات نمونه

reimburse sb. for a loss

جبران خسارت به کسی

We’ll reimburse you for your travelling expenses.

ما هزینه های سفر شما را پرداخت خواهیم کرد.

the investors should be reimbursed for their losses.

باید خسارات سرمایه‌گذاران جبران شود.

was reimbursed for her travel expenses.

هزینه های سفر او پرداخت شد.

Any costs that you incur will be reimbursed in full.

هزینه های شما به طور کامل جبران خواهد شد.

they spend thousands of dollars which are not reimbursed by insurance.

آنها هزاران دلار هزینه می کنند که توسط بیمه پرداخت نمی شود.

Any out-of-pocket expenses incurred on the firm’s business will be reimbursed.

هرگونه هزینه های جانبی که در ارتباط با کسب و کار شرکت ایجاد می شود، پرداخت خواهد شد.

Employees are reimbursed for any legal fees incurred when they relocate.

هزینه های قانونی که کارکنان در هنگام نقل مکان متحمل می شوند، به آنها پرداخت می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید