reimbursed

[ایالات متحده]/ˌriːɪmˈbɜːst/
[بریتانیا]/ˌriːɪmˈbɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پولی را که خرج شده یا از دست رفته است، پس دادن

عبارات و ترکیب‌ها

fully reimbursed

به طور کامل بازپرداخت شد

partially reimbursed

جزیی‌ً جبران شده

reimbursed expenses

هزینه های بازپرداخت شده

reimbursed amount

مبلغ بازپرداخت شده

reimbursed claims

مطالبات بازپرداخت شده

reimbursed costs

هزینه های بازپرداخت شده

reimbursed fees

هزینه های بازپرداخت شده

reimbursed travel

سفر بازپرداخت شده

reimbursed services

خدمات جبران شده

quickly reimbursed

به سرعت بازپرداخت شد

جملات نمونه

the company reimbursed my travel expenses.

شرکت هزینه‌های سفر من را بازپرداخت کرد.

i was reimbursed for the supplies i purchased.

من برای لوازم خریداری شده بازپرداخت شدم.

make sure to keep the receipts to be reimbursed.

مطمئن شوید رسیدها را برای بازپرداخت نگه دارید.

she was reimbursed promptly after submitting her claim.

او بلافاصله پس از ارائه درخواست خود بازپرداخت شد.

all employees will be reimbursed for their overtime hours.

همه کارمندان برای اضافه کاری خود بازپرداخت خواهند شد.

he expects to be reimbursed within a week.

او انتظار دارد ظرف یک هفته بازپرداخت شود.

they reimbursed me for the cancellation fees.

آنها هزینه لغو را به من بازپرداخت کردند.

once approved, the costs will be reimbursed.

پس از تایید، هزینه ها بازپرداخت خواهد شد.

she filled out the form to get reimbursed for her expenses.

او فرم را پر کرد تا برای هزینه های خود بازپرداخت شود.

it's important to track all expenses to be reimbursed accurately.

برای بازپرداخت دقیق، ردیابی تمام هزینه ها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید