repair

[ایالات متحده]/rɪˈpeə(r)/
[بریتانیا]/rɪˈper/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ترمیم یا اصلاح چیزی که شکسته است
vt. بازگرداندن به وضعیت خوب یا سالم؛ تعمیر
n. عمل تعمیر یا اصلاح چیزی
Word Forms
جمعrepairs
قسمت سوم فعلrepaired
زمان گذشتهrepaired
شکل سوم شخص مفردrepairs
صفت یا فعل حال استمراریrepairing

عبارات و ترکیب‌ها

maintenance and repair

نگهداری و تعمیر

repair and maintenance

تعمیر و نگهداری

repair work

تعمیرات

repair shop

تعمیرگاه

under repair

در حال تعمیر

in good repair

در وضعیت خوب تعمیر

beyond repair

غیرقابل تعمیر

repair welding

تعمیر جوشکاری

heavy repair

تعمیرات اساسی

dna repair

تعمیر DNA

ship repair

تعمیر کشتی

emergency repair

تعمیرات اضطراری

repair cost

هزینه تعمیر

major repair

تعمیرات عمده

repair parts

قطعات یدکی تعمیر

repair kit

جعبه تعمیرات

out of repair

غیر قابل تعمیر

repair workshop

کارگاه تعمیر

mismatch repair

اصلاح تطابق

repair cycle

چرخه تعمیر

جملات نمونه

an expensive repair job.

یک تعمیر گران قیمت

an auto repair shop.

یک تعمیرگاه خودرو

repair to sb. for aid

درخواست کمک از کسی

to repair a broken watch

تعمیر یک ساعت شکسته

the truck was beyond repair .

کامیون غیرقابل تعمیر بود.

the repairs of wild beasts.

تعمیرات حیوانات وحشی.

a thoroughly professional repair job.

یک کار تعمیر حرفه‌ای.

repair to the dining room.

بازسازی اتاق غذاخوری

our annual repair to the mountains.

تعمیرات سالانه ما به کوه‌ها.

The locksmith is repairing locks.

قفل ساز در حال تعمیر قفل ها است.

The cost of repairs would be prohibitive.

هزینه تعمیرات می تواند بسیار زیاد باشد.

heavy work like repairing pathways.

کارهای سنگین مانند تعمیر مسیرها.

an operation to repair damage to his neck.

عملیاتی برای ترمیم آسیب به گردن او.

she exhorted repair to the church.

او از آنها خواست به کلیسا بروند.

repairs had to be in sympathy with the original structure.

تعمیرات باید با ساختار اصلی همخوانی داشته باشد.

machine repairs; machine politics.

تعمیرات ماشین؛ سیاست ماشین

the cost of repairs could be in the thousands.

هزینه تعمیرات ممکن است به هزاران برسد.

it may be uneconomic to repair some goods.

ممکن است تعمیر برخی کالاها مقرون به صرفه نباشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید