sassiness

[ایالات متحده]/[ˈsæsɪnəs]/
[بریتانیا]/[ˈsæsɪnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی جسارت‌آمیز بودن؛ بی ادبی؛remarks یا اقدامات جسارت‌آمیز.
adj. داشتن یا نشان دادن جسارت.

عبارات و ترکیب‌ها

with sassiness

با وقار

her sassiness

وقار او

full of sassiness

پر از وقار

displaying sassiness

نشان دادن وقار

sassiness aside

با کنار گذاشتن وقار

such sassiness

چنین وقاری

a touch of sassiness

کمی وقار

embracing sassiness

پذیرش وقار

beyond sassiness

فراتر از وقار

exuding sassiness

اشاعه وقار

جملات نمونه

her response was delivered with a delightful dose of sassiness.

پاسخ او با دوز و انداختنی از جسارت تحویل داده شد.

he could detect a hint of sassiness in her tone.

او می‌توانست ردی از جسارت را در لحن او تشخیص دهد.

she answered the question with characteristic sassiness and wit.

او این سؤال را با ویژگی‌های جسارت و هوش پاسخ داد.

the sassy remarks were meant as a playful tease, not an insult.

این اظهارات جسورانه برای شوخی بازیگوشانه بود، نه توهین.

i admire her confidence and the sassiness she brings to the role.

من به اعتماد به نفس و جسارت او که به این نقش می‌آورد، احترام می‌گذارم.

the character's sassiness made her instantly memorable.

جسارت شخصیت باعث شد او فوراً به یاد ماندنی باشد.

he appreciated her sassy attitude and independent spirit.

او از نگرش جسورانه و روحیه مستقل او قدردانی کرد.

she has a natural sassiness that draws people to her.

او یک جسارت طبیعی دارد که مردم را به سمت خود جذب می‌کند.

the sassy comeback stunned everyone in the room.

پاسخ جسورانه همه را در اتاق شوکه کرد.

despite her sassiness, she's incredibly kind and supportive.

با وجود جسارتش، او فوق العاده مهربان و حامی است.

the movie featured a protagonist with a lot of sassiness and attitude.

فیلم دارای شخصیتی با جسارت و نگرش زیاد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید