signal

[ایالات متحده]/ˈsɪɡnəl/
[بریتانیا]/ˈsɪɡnəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه؛ یک کد مخفی؛ فیوز
vt. اطلاع دادن با استفاده از نشانه؛ علامت‌گذاری
adj. قابل توجه؛ به عنوان نشانه عمل کردن
vi. ارسال یک نشانه
Word Forms
قسمت سوم فعلsignalled
زمان گذشتهsignalled
شکل سوم شخص مفردsignals
صفت یا فعل حال استمراریsignalling
جمعsignals

عبارات و ترکیب‌ها

strong signal

سیگنال قوی

lost signal

سیگنال از دست رفته

clear signal

سیگنال واضح

weak signal

سیگنال ضعیف

reliable signal

سیگنال قابل اعتماد

signal processing

پردازش سیگنال

digital signal

سیگنال دیجیتال

digital signal processing

پردازش سیگنال دیجیتال

signal processor

پردازشگر سیگنال

signal transmission

انتقال سیگنال

digital signal processor

پردازشگر سیگنال دیجیتال

output signal

سیگنال خروجی

input signal

سیگنال ورودی

signal analysis

تجزیه سیگنال

signal generator

ژنراتور سیگنال

signal detection

تشخیص سیگنال

control signal

سیگنال کنترلی

speech signal

سیگنال گفتاری

video signal

سیگنال ویدئویی

traffic signal

چراغ راهنمایی

audio signal

سیگنال صوتی

signal source

منبع سیگنال

analog signal

سیگنال آنالوگ

electric signal

سیگنال الکتریکی

جملات نمونه

The traffic light turned red, signaling us to stop.

چراغ راهنمایی به رنگ قرمز درآمد و به ما نشان داد که باید توقف کنیم.

She waved her hand as a signal for us to come closer.

او دستش را تکان داد به عنوان نشانه ای برای نزدیک شدن ما.

The alarm clock rang, signaling the start of a new day.

ساعت زنگ خورد و نشان دهنده شروع یک روز جدید بود.

A loud noise can be a signal of danger.

یک صدای بلند می تواند نشانه ای از خطر باشد.

The captain used a flag to signal to the crew.

کاپیتان از یک پرچم برای علامت دادن به خدمه استفاده کرد.

Her frown was a signal that she was unhappy.

اخم او نشانه ای بود که او ناراضی بود.

The sudden drop in temperature is a signal that winter is coming.

کاهش ناگهانی دما نشانه ای از نزدیک شدن زمستان است.

He raised his hand as a signal for silence.

او دستش را بالا برد به عنوان نشانه ای برای سکوت.

The teacher's nod was a signal of approval.

سری تکان دادن معلم نشانه ای از تایید بود.

The company's poor performance is a signal of potential financial trouble.

عملکرد ضعیف شرکت نشان دهنده مشکلات مالی احتمالی است.

نمونه‌های واقعی

Can you lock out the signals that elicit depression?

آیا می توانید سیگنال هایی که باعث بروز افسردگی می شوند را مسدود کنید؟

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2015 Collection

Hillary Schulman, the author of the study, asserts that specialized words are a signal.

هیلاری شولمان، نویسنده این مطالعه، مدعی است که کلمات تخصصی یک سیگنال هستند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Directions are communicated with clear visual signals.

جهت ها با استفاده از سیگنال های بصری واضح به اشتراک گذاشته می شوند.

منبع: VOA Standard November 2015 Collection

Mrs. Wilkerson was giving me the distress signal.

خانم ویلکرسون در حال ارسال سیگنال خطر برای من بود.

منبع: Modern Family - Season 07

Signal after signal turned out to be false.

سیگنال به سیگنال دروغ از آب درآمد.

منبع: Crash Course Astronomy

Every dog breed is intelligent, and they understand hand signals.

هر نژاد سگ باهوش است و سیگنال های دستی را می فهمد.

منبع: Animal World

Well, Pope Francis has sent mixed signals.

خب، پاپ فرانسیس سیگنال های متناقضی ارسال کرده است.

منبع: NPR News February 2016 Compilation

So, you really want these clear signals.

پس شما واقعاً می خواهید این سیگنال های واضح را.

منبع: Quick Tips for TOEFL Writing

A bear market doesn't always signal a severe economic downturn.

بازار خرس همیشه نشان دهنده یک رکود شدید اقتصادی نیست.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

So scientists are encoding these signals into robots.

بنابراین دانشمندان در حال رمزگذاری این سیگنال ها در ربات ها هستند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید