soundful

[ایالات متحده]/ˈsaʊndfəl/
[بریتانیا]/ˈsaʊndfəl/

ترجمه

adj. پر از صدا; موزون

عبارات و ترکیب‌ها

soundful music

موسیقی دلنشین

soundful voice

صدای دلنشین

soundful environment

محیط دلنشین

soundful melody

ملودی دلنشین

soundful rhythm

ریتم دلنشین

soundful nature

طبیعت دلنشین

soundful conversation

گفتگوی دلنشین

soundful laughter

خنده دلنشین

soundful performance

اجرای دلنشین

soundful experience

تجربه دلنشین

جملات نمونه

her voice was soundful and captivating.

صدای او دلنشین و مسحورکننده بود.

the soundful music filled the entire room.

موسیقی دلنشین کل اتاق را پر کرد.

he delivered a soundful speech at the conference.

او یک سخنرانی دلنشین در کنفرانس ارائه داد.

the soundful laughter of children brought joy to the park.

خنده های دلنشین کودکان شادی را به پارک آورد.

the soundful waves crashed against the shore.

امواج دلنشین به ساحل برخورد کردند.

her soundful ideas sparked a lively discussion.

ایده های دلنشین او باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.

the soundful silence after the performance was profound.

سکوت دلنشین پس از اجرا عمیق بود.

they enjoyed a soundful evening filled with stories.

آنها از یک شب دلنشین پر از داستان لذت بردند.

the soundful ambiance of the café was inviting.

فضای دلنشین کافه دعوت کننده بود.

his soundful advice helped me make a decision.

مشورت او به من کمک کرد تا تصمیمی بگیرم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید