drag and drop
کشیدن و رها کردن
drag racing
مسابقه درگ
drag queen
ملکه درگ
drag show
نمایش درگ
drag the file
کشیدن فایل
drag someone down
سقوط دادن کسی
dragging their feet
کشیدن پایشان
dragging a body
کشیدن یک جسد
drag on
ادامه کردن
drag reduction
کاهش کشیدگی
drag coefficient
ضریب درگ
drag in
کشیدن داخل
drag force
نیروی درگ
click and drag
کلیک کرده و بکشید
drag down
کشیدن پایین
aerodynamic drag
کشیدگی آیرودینامیک
friction drag
درگ اصطکاکی
air drag
درگ هوا
drag along
کشیدن
drag out
بیرون کشیدن
frictional drag
درگ اصطکاکی
drag link
اتصال درگ
drag torque
گشتاور درگ
drag chain
زنجیره درگ
wave drag
درگ موج
drag over
کشیدن روی
the drag of the current.
کشاکش جریان
drag sb. out to a concert
کسی را به زور به کنسرت بکشانید
take a drag from the glass
یک نخ از شیشه بکشید
the drag of taxation on economic growth.
بار سنگین مالیات بر رشد اقتصادی.
a stately great drag with a smart chauffeur.
یک رقص بزرگ و باوقار با یک راننده باهوش.
drag-and-drop transfer of messages.
انتقال پیام با کشیدن و رها کردن.
drag the negotiation out for three months
مذاکرات را به مدت سه ماه طولانی کنید
The old ideas are a drag on progress.
ایدههای قدیمی مانع پیشرفت هستند.
She is a drag to her parents.
او برای والدینش یک بار سنگین است.
drag furniture across the floor;
وسایل را روی زمین بکشید;
Drag racing was the thing then.
مسابقه درگ آن زمان رواج داشت.
She always drags behind.
او همیشه عقب میماند.
Don't drag me into your plan.
من را به نقشهات نکشانید.
Drag up a chair and join the conversation.
یک صندلی بکشید و به گفتگو بپیوندید.
he better drag ass to get here.
بهتر است با تمام وجود تلاش کند تا اینجا برسد.
he had no right to drag you into this sort of thing.
او حق نداشت شما را به این جور چیزها بکشاند.
Larry was turning out to be a drag on her career.
لری داشت تبدیل میشد به یک بار سنگین برای حرفه او.
he took a long drag on his cigarette.
او یک نخ طولانی از سیگارش کشید.
The drag is what's left on screen.
کشیدن باقی مانده روی صفحه است.
منبع: Chronicle of Contemporary CelebritiesThat will be a drag on consumption.
این یک عامل کاهش مصرف خواهد بود.
منبع: Soren course audioFlat head rivets would reduce wind drag.
میخ های تخت سر باعث کاهش کشش باد می شوند.
منبع: Go blank axis versionHe was dragged deeper and deeper under the waves.
او عمیق تر و عمیق تر در زیر امواج کشیده شد.
منبع: The Count of Monte Cristo: Selected EditionNow, was I rushing or was I dragging?
حالا، آیا عجله داشتم یا داشتم کش می کشیدم؟
منبع: "Whiplash" Original SoundtrackMissing out on a vacation is a drag.
از دست دادن یک تعطیلات یک کشش است.
منبع: NewsweekIt can be a drag wrangling four little ones.
کنترل چهار کودک کوچک می تواند یک کشش باشد.
منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021Otherwise, I'd have dragged that here for nothing.
در غیر این صورت، آن را اینجا برای هیچ چیز نمی کشیدم.
منبع: Kung Fu Panda 2Okay, so who did I drag with me on this adventure?
بسیار خب، پس چه کسی را در این ماجراجویی با خودم کشیدم؟
منبع: 2018 Best Hits CompilationCrankier she gets, the more she drags this out.
هر چه عصبانی تر شود، بیشتر این را طولانی می کند.
منبع: Desperate Housewives Season 7لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید