tyr

[ایالات متحده]/tɪə/
[بریتانیا]/tɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.تیروزین; خدای جنگ در اسطوره‌شناسی نورس

عبارات و ترکیب‌ها

tyrannical rule

حاکمیت مستبدانه

tyrannosaurus rex

تیرانوصوروس رکس

tyranny of choice

ظلم انتخاب

tyrannical regime

رژیم مستبدانه

tyranny of time

ظلم زمان

tyranny of power

ظلم قدرت

tyrannical authority

قدرت مستبدانه

tyrannical government

دولت مستبدانه

tyranny of fear

ظلم ترس

جملات نمونه

he took on the role of a tyrant in the story.

او نقش یک ظالم را در داستان بر عهده گرفت.

the tyrant ruled the kingdom with an iron fist.

ظالم با دست سفت و سخت بر پادشاهی حکومت کرد.

people feared the tyrant's wrath.

مردم از خشم ظالم می‌ترسیدند.

the tyrant's reign lasted for decades.

حکومت ظالم برای دهه‌ها طول کشید.

revolts against the tyrant were common.

قیام‌ها علیه ظالم رایج بودند.

the tyrant was eventually overthrown by the people.

ظالم در نهایت توسط مردم سرنگون شد.

his actions revealed him to be a tyrant.

اقداماتی که انجام داد او را به عنوان یک ظالم نشان داد.

the tyrant imposed heavy taxes on the citizens.

ظالم مالیات سنگینی بر شهروندان تحمیل کرد.

many stories depict the tyrant as a cruel leader.

داستان‌های زیادی ظالم را به عنوان یک رهبر بی‌رحم به تصویر می‌کشند.

the tyrant's downfall was celebrated by the masses.

سقوط ظالم توسط مردم جشن گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید