adjoined

[ایالات متحده]/ədˈdʒɔɪnd/
[بریتانیا]/ədˈdjoʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی دیگر متصل یا پیوسته شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

adjoined rooms

اتاق‌های مجاور

adjoined buildings

ساختمان‌های مجاور

adjoined properties

املاک مجاور

adjoined territories

سرزمین‌های مجاور

adjoined gardens

باغ‌های مجاور

adjoined parking spaces

فضاهای پارکینگ مجاور

adjoined workshops

کارگاه‌های مجاور

adjoined libraries

کتابخانه‌های مجاور

adjoined offices

دفاتر مجاور

جملات نمونه

the two houses were adjoined by a shared driveway.

دو خانه با یک ورودی مشترک به هم متصل بودند.

their offices are adjoined, allowing for easy collaboration.

دفاتر آنها به هم متصل هستند و امکان همکاری آسان را فراهم می کنند.

the garden was adjoined by a small pond.

باغ به یک برکه کوچک متصل بود.

the building's wings were adjoined by a spacious atrium.

بال‌های ساختمان با یک ورطوی بزرگ به هم متصل بودند.

they lived in two adjoined apartments.

آنها در دو آپارتمان مجاور زندگی می کردند.

the rooms were adjoined by a small hallway.

اتاق ها با یک راهرو کوچک به هم متصل بودند.

the two buildings were originally separate, but later adjoined.

دو ساختمان در ابتدا جدا بودند، اما بعداً به هم متصل شدند.

the bedrooms are adjoined by a shared bathroom.

اتاق خواب ها با یک حمام مشترک به هم متصل هستند.

they built an extension that was adjoined to the existing house.

آنها یک الحاق ساختند که به خانه موجود متصل بود.

the new wing is adjoined to the main building.

بال جدید به ساختمان اصلی متصل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید