administrated

[ایالات متحده]/ˌædmɪn.ɪˈstreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌæd.mɪn.ɪˈstreɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی از administrate

جملات نمونه

the city was administrated efficiently by the mayor.

شهر به طور موثر توسط شهردار اداره می‌شد.

the company's finances were carefully administrated.

مالیات‌های شرکت به دقت مدیریت می‌شد.

the project was administrated by a team of experts.

این پروژه توسط تیمی از متخصصان مدیریت می‌شد.

the program was administrated with great success.

این برنامه با موفقیت بسیار زیادی مدیریت شد.

the government administrated the program to help the poor.

دولت برنامه ای را برای کمک به فقرا مدیریت کرد.

the new system will be administrated by a dedicated team.

این سیستم جدید توسط یک تیم اختصاصی مدیریت خواهد شد.

the school was administrated according to strict rules.

مدرسه طبق قوانین سختگیرانه مدیریت می‌شد.

they worked hard to administrate the complex operation.

آنها سخت برای مدیریت عملیات پیچیده کار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید