affirmer

[ایالات متحده]/[əˈfɜːmə(r)]/
[بریتانیا]/[əˈfɝːmər]/

ترجمه

n. فردی که تایید می‌کند؛ کسی که چیزی را بیان می‌کند؛ کسی که چیزی را تایید یا تصیح می‌کند.
v. تایید کردن؛ بیان کردن چیزی به‌عنوان یک واقعیت؛ تایید یا تصیح کردن چیزی.
Word Forms
جمعaffirmers

عبارات و ترکیب‌ها

affirmer of faith

تأیید کننده ایمان

strong affirmer

تأیید کننده قوی

self-affirmer

تأیید کننده خود

be an affirmer

تأیید کننده باشید

جملات نمونه

the lawyer sought to affirm the client's innocence with compelling evidence.

وکیل تلاش کرد با ارائه مدارک قانع‌کننده، بی‌گناهی موکل خود را تایید کند.

we need to affirm our commitment to sustainable practices.

ما باید تعهد خود به شیوه‌های پایدار را تایید کنیم.

the judge affirmed the lower court's ruling.

قاضی رای دادگاه پایین‌تر را تایید کرد.

it's important to affirm a child's self-esteem.

تایید عزت نفس کودک مهم است.

the company affirmed its dedication to innovation.

شرکت تعهد خود به نوآوری را تایید کرد.

the research findings affirm the initial hypothesis.

نتایج تحقیقات فرضیه اولیه را تایید می‌کنند.

she wanted to affirm her support for the new initiative.

او می‌خواست حمایت خود از طرح جدید را تایید کند.

the board of directors affirmed the ceo's leadership.

هیئت مدیره رهبری مدیرعامل را تایید کرد.

the scientist sought to affirm the theory with experimental data.

دانشمند تلاش کرد با داده‌های تجربی نظریه را تایید کند.

the politician affirmed his belief in the importance of education.

سیاستمدار باور خود به اهمیت آموزش را تایید کرد.

the team worked to affirm the project's viability.

تیم برای تایید امکان‌پذیری پروژه تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید