aggrieve

[ایالات متحده]/əˈɡrɪv/
[بریتانیا]/əˈɡriːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v کسی را ناراحت یا نادرست احساس کردن؛ نقض حقوق قانونی کسی
Word Forms
قسمت سوم فعلaggrieved
زمان گذشتهaggrieved
شکل سوم شخص مفردaggrieves
صفت یا فعل حال استمراریaggrieving

عبارات و ترکیب‌ها

to aggrieve someone

آزار دادن کسی

aggrieved party

شاکی

an aggrieved customer

یک مشتری ناراضی

feel aggrieve

احساس ناراحتی کردن

addressing aggrieved citizens

رسیدگی به شکایات شهروندان

legally aggrieved

از لحاظ قانونی آسیب‌دیده

جملات نمونه

the decision aggrieved many people in the community.

تصمیم باعث ناراحتی بسیاری از مردم در جامعه شد.

he felt aggrieve by her unfair treatment.

او به دلیل رفتار ناعادلانه او احساس ناراحتی کرد.

the team was aggrieved by the referee's decision.

تیم به دلیل تصمیم داور ناراحت شد.

her words aggrieve him deeply.

کلمات او او را عمیقاً ناراحت کرد.

he was aggrieved by the lack of recognition for his work.

او به دلیل عدم شناخت از کارش ناراحت بود.

the villagers were aggrieved by the government's inaction.

روستاییان به دلیل بی‌اعتنایی دولت ناراحت بودند.

she felt aggrieve and helpless after the accident.

او پس از حادثه احساس ناراحتی و ناتوانی کرد.

the students were aggrieved by the cancellation of their trip.

دانشجویان به دلیل لغو سفرشان ناراحت شدند.

his complaints about the situation aggrieve his colleagues.

شکایت‌های او در مورد وضعیت همکارانش را ناراحت کرد.

the company's decision aggrieved many of its loyal customers.

تصمیم شرکت باعث ناراحتی بسیاری از مشتریان وفادار آن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید