altercate

[ایالات متحده]/ˈæl.tər.keɪt/
[بریتانیا]/ˌæl.t̬ɚ.ˈkeɪt/

ترجمه

v. به شدت بحث کردن یا جدل کردن؛ داشتن یک بحث پر سر و صدا
Word Forms
شکل سوم شخص مفردaltercates
صفت یا فعل حال استمراریaltercating
زمان گذشتهaltercated
قسمت سوم فعلaltercated

عبارات و ترکیب‌ها

altercate about something

بحث کردن درباره چیزی

altercate vehemently

بحث کردن با شدت و حدت

جملات نمونه

they began to altercate about who was responsible for the mess.

آنها شروع به بحث و جدل در مورد اینکه چه کسی مسئول آشفتگی بود کردند.

the two politicians were known to often altercate during debates.

دو سیاستمدار اغلب در طول مناظرات به بحث و جدل معروف بودند.

the couple decided to altercate their differences rather than seek a divorce.

زوج تصمیم گرفتند به جای درخواست طلاق، اختلافات خود را به بحث و جدل بکشند.

he refused to altercate, choosing instead to remain calm and collected.

او از بحث و جدل امتناع کرد و ترجیح داد آرام و متین بماند.

despite their differences, they managed to altercate respectfully.

با وجود تفاوت‌هایشان، آنها توانستند به طور محترمانه بحث و جدل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید