| شکل سوم شخص مفرد | altercates |
| صفت یا فعل حال استمراری | altercating |
| زمان گذشته | altercated |
| قسمت سوم فعل | altercated |
altercate about something
بحث کردن درباره چیزی
altercate vehemently
بحث کردن با شدت و حدت
they began to altercate about who was responsible for the mess.
آنها شروع به بحث و جدل در مورد اینکه چه کسی مسئول آشفتگی بود کردند.
the two politicians were known to often altercate during debates.
دو سیاستمدار اغلب در طول مناظرات به بحث و جدل معروف بودند.
the couple decided to altercate their differences rather than seek a divorce.
زوج تصمیم گرفتند به جای درخواست طلاق، اختلافات خود را به بحث و جدل بکشند.
he refused to altercate, choosing instead to remain calm and collected.
او از بحث و جدل امتناع کرد و ترجیح داد آرام و متین بماند.
despite their differences, they managed to altercate respectfully.
با وجود تفاوتهایشان، آنها توانستند به طور محترمانه بحث و جدل کنند.
altercate about something
بحث کردن درباره چیزی
altercate vehemently
بحث کردن با شدت و حدت
they began to altercate about who was responsible for the mess.
آنها شروع به بحث و جدل در مورد اینکه چه کسی مسئول آشفتگی بود کردند.
the two politicians were known to often altercate during debates.
دو سیاستمدار اغلب در طول مناظرات به بحث و جدل معروف بودند.
the couple decided to altercate their differences rather than seek a divorce.
زوج تصمیم گرفتند به جای درخواست طلاق، اختلافات خود را به بحث و جدل بکشند.
he refused to altercate, choosing instead to remain calm and collected.
او از بحث و جدل امتناع کرد و ترجیح داد آرام و متین بماند.
despite their differences, they managed to altercate respectfully.
با وجود تفاوتهایشان، آنها توانستند به طور محترمانه بحث و جدل کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید