apparencies

[ایالات متحده]/əˈpærənsiz/
[بریتانیا]/əˈpɛrənsiz/

ترجمه

n. شکل جمع "apparency".

جملات نمونه

his apparencies often mislead people about his true intentions.

ظاهر او اغلب مردم را در مورد نیات واقعی‌اش گمراه می‌کند.

despite her calm apparencies, she was very anxious inside.

با وجود ظاهر آرامش او، او در درون بسیار مضطرب بود.

the apparencies of wealth can sometimes hide deeper issues.

ظاهر ثروت گاهی اوقات می‌تواند مشکلات عمیق‌تر را پنهان کند.

people often judge others based on their apparencies.

مردم اغلب دیگران را بر اساس ظاهرشان قضاوت می‌کنند.

her confident apparencies made her stand out in the crowd.

ظاهر با اعتماد به نفس او باعث شد در میان جمعیت برجسته شود.

the apparencies of success can be deceiving.

ظاهر موفقیت می‌تواند فریبنده باشد.

he maintained a facade of happiness, but his apparencies were misleading.

او نمایشی از خوشحالی حفظ کرد، اما ظاهرش گمراه کننده بود.

understanding the difference between reality and apparencies is crucial.

درک تفاوت بین واقعیت و ظاهر بسیار مهم است.

the apparencies of the situation changed rapidly.

ظاهر وضعیت به سرعت تغییر کرد.

her apparencies were crafted to impress her colleagues.

ظاهر او برای تحت تأثیر قرار دادن همکارانش طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید