apprize

[ایالات متحده]/əˈpraɪz/
[بریتانیا]/əˈpraɪz/

ترجمه

v برای اطلاع دادن یا گفتن به کسی درباره چیزی؛ برای دادن یک تخمین رسمی از ارزش چیزی به کسی
Word Forms
شکل سوم شخص مفردapprizes
صفت یا فعل حال استمراریapprizing
زمان گذشتهapprized
قسمت سوم فعلapprized

جملات نمونه

he wanted to apprize her of the changes in the schedule.

او می‌خواست او را از تغییرات در برنامه آگاه کند.

before the meeting, please apprize the team of the agenda.

قبل از جلسه، لطفاً تیم را از دستور کار مطلع کنید.

it is important to apprize the stakeholders about the project status.

اطلاع رسانی به ذینفعان در مورد وضعیت پروژه مهم است.

she decided to apprize her boss of the new developments.

او تصمیم گرفت رئیس خود را از تحولات جدید مطلع کند.

he was apprized of the risks involved in the investment.

او از خطرات مرتبط با سرمایه گذاری مطلع شد.

make sure to apprize the committee of your findings.

مطمئن شوید که کمیته را از یافته های خود مطلع کنید.

the manager will apprize the staff of any updates.

مدیر کارکنان را از هرگونه به‌روزرسانی مطلع خواهد کرد.

they need to be apprized of the safety protocols.

آنها باید از پروتکل های ایمنی مطلع باشند.

can you apprize me of the situation before i arrive?

آیا می توانید قبل از رسیدن من، من را از وضعیت مطلع کنید؟

she was apprized of her rights during the process.

او در طول فرآیند از حقوق خود مطلع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید