approbates

[ایالات متحده]/əˈproʊbeɪt/
[بریتانیا]/əˈprōbˌeɪt/

ترجمه

v. به طور رسمی تأیید یا تأیید کردن؛ به تصویب رساندن؛ به چیزی اجازه رسمی دادن؛ مجوز دادن.

جملات نمونه

the committee decided to approbate the new policy.

کمیته تصمیم گرفت سیاست جدید را تأیید کند.

it is essential for the board to approbate the budget before the project starts.

قبل از شروع پروژه، ضروری است که هیئت مدیره بودجه را تأیید کند.

many people were eager to approbate the proposed changes.

بسیاری از افراد مشتاق بودند تغییرات پیشنهادی را تأیید کنند.

to proceed, we need the manager to approbate our plan.

برای ادامه، ما به تأیید برنامه ما توسط مدیر نیاز داریم.

the judge will approbate the settlement agreement next week.

قاضی هفته آینده توافقنامه تسویه حساب را تأیید خواهد کرد.

we are waiting for the client to approbate the final design.

ما منتظر هستیم تا مشتری طرح نهایی را تأیید کند.

the council met to approbate the new regulations.

شورای شهر برای تأیید مقررات جدید تشکیل جلسه داد.

once the proposal is reviewed, it will be ready for approbate.

پس از بررسی پیشنهاد، آماده تأیید خواهد بود.

the team was relieved when the supervisor decided to approbate their efforts.

تیم از اینکه ناظر تصمیم گرفت تلاش های آنها را تأیید کند، احساس راحتی کرد.

it is crucial for stakeholders to approbate the changes to the project.

برای ذینفعان، تأیید تغییرات پروژه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید