aptnesses

[ایالات متحده]/ˈæptnəsiz/
[بریتانیا]/ˈæptnəsiz/

ترجمه

n. کیفیت مناسب بودن یا تمایل به چیزی؛ یک توانایی یا استعداد طبیعی.

جملات نمونه

her aptness for languages amazed everyone.

استعداد او برای زبان‌ها باعث شگفتی همه شد.

the teacher recognized his aptness in mathematics.

معلم استعداد او در ریاضیات را تشخیص داد.

his aptness for problem-solving is impressive.

استعداد او در حل مسئله بسیار впечатляющий است.

she demonstrated her aptness in leadership during the project.

او در طول پروژه توانایی خود را در رهبری نشان داد.

her aptness for music was evident from a young age.

استعداد او برای موسیقی از سنین پایین آشکار بود.

he has an aptness for understanding complex concepts.

او استعداد درک مفاهیم پیچیده دارد.

the child's aptness for drawing was recognized early.

استعداد کودک برای نقاشی زود تشخیص داده شد.

his aptness in sports helped him win several awards.

استعداد او در ورزش به او کمک کرد تا جوایز زیادی کسب کند.

she has an innate aptness for teaching others.

او استعداد ذاتی برای آموزش دیگران دارد.

the team's aptness for collaboration led to their success.

استعداد تیم برای همکاری منجر به موفقیت آنها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید