arrangments

[ایالات متحده]/əˈreɪndʒmənts/
[بریتانیا]/əˈreɪndʒmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برنامه‌ها یا آمادگی‌ها؛ فعالیت چیدن چیزها در نظم

جملات نمونه

we made all the travel arrangements for our vacation last month.

ما تمامی ارتباطات سفر برای تعطیلاتمان ماه گذشته را انجام دادیم.

the seating arrangements were carefully planned by the event coordinator.

برنامه ریزی صندلی ها با دقت توسط مسئول رویداد انجام شد.

they reached a financial arrangement that satisfied both parties.

آنها به یک توافق مالی دست یافتند که هر دو طرف را راضی کرد.

the wedding arrangements took over six months to complete.

برنامه ریزی ازدواج بیش از شش ماه طول کشید.

hotel arrangements have been confirmed for the conference attendees.

برنامه ریزی هتل برای شرکت کنندگان کنفرانس تأیید شده است.

we need to make care arrangements for our elderly parent.

ما نیاز داریم برای والدین سالمندمان برنامه ریزی مراقبت انجام دهیم.

the company has strict security arrangements in place.

شرکت دارای اقدامات امنیتی سخت گیرانه ای است.

could you help me make dinner arrangements for saturday?

لطفا کمک من کنید تا برای جمعه برنامه ریزی شام انجام دهم.

the living arrangements between the roommates worked well.

برنامه زندگی بین هم اتاقی ها خوب کار کرد.

they agreed on a payment arrangement for the loan.

آنها در مورد یک برنامه پرداخت برای وام توافق کردند.

special arrangements can be made for customers with disabilities.

برای مشتریان با نقص فیزیکی می توان اقدامات ویژه ای انجام داد.

the travel arrangements include flights, hotels, and transportation.

برنامه سفر شامل پروازها، هتل ها و حمل و نقل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید