sinned greatly
بسیار گناه کردند
sinned against
علیه گناه کردند
sinned openly
به طور آشکار گناه کردند
sinned deeply
به شدت گناه کردند
sinned before
قبل از گناه کردن
sinned often
اغراق گناه کردند
sinned severely
به طور جدی گناه کردند
sinned willingly
با میل گناه کردند
sinned secretly
به طور مخفیانه گناه کردند
sinned repeatedly
مکرراً گناه کردند
he has sinned against his own principles.
او در برابر اصول خود گناه کرده است.
she felt guilty because she had sinned.
او احساس گناه کرد زیرا گناه کرده بود.
they believe that everyone has sinned at some point.
آنها معتقدند که همه در طول زندگی خود گناه کرده اند.
he confessed that he had sinned in his past.
او اعتراف کرد که در گذشته خود گناه کرده است.
she prayed for forgiveness for the sins she had sinned.
او برای بخشش گناهانی که مرتکب شده بود دعا کرد.
many believe that those who have sinned can still be redeemed.
بسیاری معتقدند که کسانی که گناه کرده اند هنوز هم می توانند رستگار شوند.
he was judged harshly for the sins he had sinned.
او به شدت برای گناهانی که مرتکب شده بود قضاوت شد.
she realized that she had sinned in her judgment of others.
او متوجه شد که در قضاوت دیگران گناه کرده است.
he tried to atone for the sins he had sinned.
او سعی کرد تاوان گناهانی که مرتکب شده بود را پس دهد.
in their eyes, he had sinned beyond forgiveness.
به نظر آنها، او گناهی کرده بود که فراتر از بخشش بود.
sinned greatly
بسیار گناه کردند
sinned against
علیه گناه کردند
sinned openly
به طور آشکار گناه کردند
sinned deeply
به شدت گناه کردند
sinned before
قبل از گناه کردن
sinned often
اغراق گناه کردند
sinned severely
به طور جدی گناه کردند
sinned willingly
با میل گناه کردند
sinned secretly
به طور مخفیانه گناه کردند
sinned repeatedly
مکرراً گناه کردند
he has sinned against his own principles.
او در برابر اصول خود گناه کرده است.
she felt guilty because she had sinned.
او احساس گناه کرد زیرا گناه کرده بود.
they believe that everyone has sinned at some point.
آنها معتقدند که همه در طول زندگی خود گناه کرده اند.
he confessed that he had sinned in his past.
او اعتراف کرد که در گذشته خود گناه کرده است.
she prayed for forgiveness for the sins she had sinned.
او برای بخشش گناهانی که مرتکب شده بود دعا کرد.
many believe that those who have sinned can still be redeemed.
بسیاری معتقدند که کسانی که گناه کرده اند هنوز هم می توانند رستگار شوند.
he was judged harshly for the sins he had sinned.
او به شدت برای گناهانی که مرتکب شده بود قضاوت شد.
she realized that she had sinned in her judgment of others.
او متوجه شد که در قضاوت دیگران گناه کرده است.
he tried to atone for the sins he had sinned.
او سعی کرد تاوان گناهانی که مرتکب شده بود را پس دهد.
in their eyes, he had sinned beyond forgiveness.
به نظر آنها، او گناهی کرده بود که فراتر از بخشش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید