baby-sits

[ایالات متحده]/ˈbeɪbi sɪt/
[بریتانیا]/ˈbeɪbi sɪt/

ترجمه

vi. عمل به عنوان پرستار بچه موقت

عبارات و ترکیب‌ها

baby-sat

نگهداری از کودک

baby-sitting

نگهداری از کودک

baby-sitting job

کار نگهداری از کودک

can i baby-sit?

آیا می‌توانم کودک را نگه دارم؟

baby-sits well

خوب کودک را نگه می‌دارد

need to baby-sit

نیاز به نگهداری از کودک است

baby-sitting fees

هزینه نگهداری از کودک

baby-sitting tonight

امشب نگهداری از کودک

baby-sitting now

اکنون نگهداری از کودک

جملات نمونه

can you baby-sit tonight? we're going to a concert.

آیا می توانید امشب بچه دار شوید؟ ما برای رفتن به کنسرت هستیم.

she often baby-sit for neighbors to earn extra money.

او اغلب برای کسب درآمد بیشتر برای همسایگان بچه دار می شود.

we need someone reliable to baby-sit our little one.

ما به کسی قابل اعتماد برای نگهداری از فرزند کوچکمان نیاز داریم.

he used to baby-sit when he was in high school.

وقتی در دبیرستان بود بچه دار می شد.

do you know anyone who can baby-sit this weekend?

آیا کسی را می شناسید که این آخر هفته بچه دار شود؟

the kids were excited to have someone baby-sit them.

بچه ها از اینکه کسی بچه دار شود خوشحال بودند.

we're looking for a responsible person to baby-sit occasionally.

ما به دنبال یک شخص مسئول برای نگهداری گاه و بیگاه هستیم.

she's a great baby-sitter; the kids love her.

او یک بچه دار خوب است؛ بچه ها او را دوست دارند.

we hired a new baby-sitter for friday night.

ما یک بچه دار جدید برای جمعه شب استخدام کردیم.

he offered to baby-sit so we could have a date night.

او پیشنهاد کرد بچه دار شود تا ما بتوانیم یک شب قرار داشته باشیم.

it's a good way to baby-sit and get some exercise.

این راه خوبی برای بچه دار شدن و ورزش کردن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید