baby-sat
نگهداری از کودک
baby-sitting
نگهداری از کودک
baby-sitting job
کار نگهداری از کودک
can i baby-sit?
آیا میتوانم کودک را نگه دارم؟
baby-sits well
خوب کودک را نگه میدارد
need to baby-sit
نیاز به نگهداری از کودک است
baby-sitting fees
هزینه نگهداری از کودک
baby-sitting tonight
امشب نگهداری از کودک
baby-sitting now
اکنون نگهداری از کودک
can you baby-sit tonight? we're going to a concert.
آیا می توانید امشب بچه دار شوید؟ ما برای رفتن به کنسرت هستیم.
she often baby-sit for neighbors to earn extra money.
او اغلب برای کسب درآمد بیشتر برای همسایگان بچه دار می شود.
we need someone reliable to baby-sit our little one.
ما به کسی قابل اعتماد برای نگهداری از فرزند کوچکمان نیاز داریم.
he used to baby-sit when he was in high school.
وقتی در دبیرستان بود بچه دار می شد.
do you know anyone who can baby-sit this weekend?
آیا کسی را می شناسید که این آخر هفته بچه دار شود؟
the kids were excited to have someone baby-sit them.
بچه ها از اینکه کسی بچه دار شود خوشحال بودند.
we're looking for a responsible person to baby-sit occasionally.
ما به دنبال یک شخص مسئول برای نگهداری گاه و بیگاه هستیم.
she's a great baby-sitter; the kids love her.
او یک بچه دار خوب است؛ بچه ها او را دوست دارند.
we hired a new baby-sitter for friday night.
ما یک بچه دار جدید برای جمعه شب استخدام کردیم.
he offered to baby-sit so we could have a date night.
او پیشنهاد کرد بچه دار شود تا ما بتوانیم یک شب قرار داشته باشیم.
it's a good way to baby-sit and get some exercise.
این راه خوبی برای بچه دار شدن و ورزش کردن است.
baby-sat
نگهداری از کودک
baby-sitting
نگهداری از کودک
baby-sitting job
کار نگهداری از کودک
can i baby-sit?
آیا میتوانم کودک را نگه دارم؟
baby-sits well
خوب کودک را نگه میدارد
need to baby-sit
نیاز به نگهداری از کودک است
baby-sitting fees
هزینه نگهداری از کودک
baby-sitting tonight
امشب نگهداری از کودک
baby-sitting now
اکنون نگهداری از کودک
can you baby-sit tonight? we're going to a concert.
آیا می توانید امشب بچه دار شوید؟ ما برای رفتن به کنسرت هستیم.
she often baby-sit for neighbors to earn extra money.
او اغلب برای کسب درآمد بیشتر برای همسایگان بچه دار می شود.
we need someone reliable to baby-sit our little one.
ما به کسی قابل اعتماد برای نگهداری از فرزند کوچکمان نیاز داریم.
he used to baby-sit when he was in high school.
وقتی در دبیرستان بود بچه دار می شد.
do you know anyone who can baby-sit this weekend?
آیا کسی را می شناسید که این آخر هفته بچه دار شود؟
the kids were excited to have someone baby-sit them.
بچه ها از اینکه کسی بچه دار شود خوشحال بودند.
we're looking for a responsible person to baby-sit occasionally.
ما به دنبال یک شخص مسئول برای نگهداری گاه و بیگاه هستیم.
she's a great baby-sitter; the kids love her.
او یک بچه دار خوب است؛ بچه ها او را دوست دارند.
we hired a new baby-sitter for friday night.
ما یک بچه دار جدید برای جمعه شب استخدام کردیم.
he offered to baby-sit so we could have a date night.
او پیشنهاد کرد بچه دار شود تا ما بتوانیم یک شب قرار داشته باشیم.
it's a good way to baby-sit and get some exercise.
این راه خوبی برای بچه دار شدن و ورزش کردن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید