barne

[ایالات متحده]/bɑːn/
[بریتانیا]/bɑːrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.[Person] بارن
شکل‌های واژه
جمعbarnes

جملات نمونه

the horse lives in the old barn

اسب در سرای قدیمی زندگی می کند

we need more hay for the barn

ما نیاز به علوفه بیشتری برای سرای داریم

the barn is painted red

سرای رنگ قرمز است

cows are kept in the barn at night

گاوهای در شب در سرای نگه داشته می شوند

the farmer locked the barn door

کشاورز درب سرای را قفل کرد

there is a horse in the barn

یک اسب در سرای وجود دارد

the barn collapsed after the storm

سرای پس از باران شدید سقوط کرد

we store tools in the barn

ما ابزارها را در سرای ذخیره می کنیم

the barn smells of hay and wood

سرای بوی علوفه و چوب دارد

a big barn stands near the road

یک سرای بزرگ در نزدیکی جاده قرار دارد

the children played near the barn

کودکان در نزدیکی سرای بازی کردند

the barn has a wooden floor

سرای زمین چوبی دارد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید