beasting

[ایالات متحده]/biːstɪŋ/
[بریتانیا]/bee-sting/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بدرفتاری با کسی یا چیزی یا ناعادلانه رفتار کردن؛ حیوانی که انسان نیست
Word Forms
جمعbeastings

عبارات و ترکیب‌ها

beast mode beasting

حالت وحشیانه، در حال وحشی‌گری

beasting the competition

وحشی‌گری در برابر رقابت

جملات نمونه

he was beasting through his workout at the gym.

او با قدرت در حال انجام تمرینات خود در باشگاه بود.

she is beasting her way to the top of the leaderboard.

او با قدرت در حال صعود به صدر جدول امتیازات است.

they are beasting the competition this season.

آنها این فصل با قدرت در حال شکست دادن رقبا هستند.

after a week of training, he is beasting his runs.

پس از یک هفته تمرین، او با قدرت در حال دویدن است.

she was beasting her presentation in front of the board.

او با قدرت ارائه خود را در مقابل هیئت مدیره انجام داد.

the team is beasting their practice sessions lately.

به تازگی تیم با قدرت در حال انجام جلسات تمرینی خود است.

he’s beasting his studies to prepare for the finals.

او با قدرت مشغول تحصیل است تا برای امتحانات نهایی آماده شود.

she was beasting her way through the difficult math problems.

او با قدرت در حال حل مسائل ریاضی دشوار بود.

they are beasting their sales targets this quarter.

آنها با قدرت در حال دستیابی به اهداف فروش خود در این فصل هستند.

he is beasting his way through the video game levels.

او با قدرت در حال پیشروی در مراحل بازی ویدیویی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید