begirt

[ایالات متحده]/bɪˈgɜːrt/
[بریتانیا]/bɪˈɡərt/

ترجمه

adj. چیزی را احاطه کرده\nv. چیزی را احاطه کردن یا دور زدن

عبارات و ترکیب‌ها

begirt by mountains

احاطه شده توسط کوه‌ها

begirt with beauty

احاطه شده با زیبایی

begirt in darkness

احاطه شده در تاریکی

جملات نمونه

he was begirt with a sense of adventure.

او با حس ماجراجویی احاطه شده بود.

the castle was begirt by a deep moat.

قلعه توسط یک خندق عمیق احاطه شده بود.

she felt begirt by the warmth of her friends.

او با گرمای دوستانش احاطه شده بود.

the forest was begirt with towering trees.

جنگل توسط درختان سر به فلک کشیده احاطه شده بود.

his thoughts were begirt with doubt.

افکار او با تردید احاطه شده بود.

the city was begirt by mountains.

شهر توسط کوه ها احاطه شده بود.

she was begirt by the beauty of nature.

او با زیبایی طبیعت احاطه شده بود.

the garden was begirt with colorful flowers.

باغ با گل های رنگارنگ احاطه شده بود.

he felt begirt by the pressure of expectations.

او با فشار انتظارات احاطه شده بود.

the village was begirt by lush green fields.

دهکده توسط مزارع سبز و سرسبز احاطه شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید