belay that order.
ابطال آن دستور.
belay your doubts.
شکهای خود را از بین ببرید.
we need to belay our plans until we receive more information.
ما باید برنامههای خود را به تعویق بیندازیم تا اطلاعات بیشتری دریافت کنیم.
the climber shouted to belay him before he made the next move.
صخرهنورد فریاد زد تا قبل از اینکه حرکت بعدی را انجام دهد، او را حمایت کند.
it's essential to belay your partner properly during the climb.
در طول صعود، حمایت مناسب از شریک شما ضروری است.
they decided to belay the project due to budget constraints.
آنها تصمیم گرفتند پروژه را به دلیل محدودیتهای بودجهای به تعویق بیندازند.
always remember to belay when you're climbing with a partner.
همیشه به یاد داشته باشید که هنگام صعود با شریک، حمایت کنید.
the instructor taught us how to belay safely.
مربی به ما آموزش داد که چگونه به طور ایمن حمایت کنیم.
we had to belay our decision until the meeting next week.
ما باید تصمیم خود را تا جلسه هفته آینده به تعویق بیندازیم.
he was asked to belay the message until the official announcement.
از او خواسته شد تا زمانی که اعلام رسمی انجام شود، پیام را به تعویق بیندازد.
in rock climbing, it's vital to belay correctly to prevent accidents.
در صخرهنوردی، برای جلوگیری از حوادث، حمایت صحیح بسیار مهم است.
the team decided to belay their expedition due to bad weather.
تیم تصمیم گرفت به دلیل آب و هوای نامناسب، экспедиция خود را به تعویق بیندازد.
belay that order.
ابطال آن دستور.
belay your doubts.
شکهای خود را از بین ببرید.
we need to belay our plans until we receive more information.
ما باید برنامههای خود را به تعویق بیندازیم تا اطلاعات بیشتری دریافت کنیم.
the climber shouted to belay him before he made the next move.
صخرهنورد فریاد زد تا قبل از اینکه حرکت بعدی را انجام دهد، او را حمایت کند.
it's essential to belay your partner properly during the climb.
در طول صعود، حمایت مناسب از شریک شما ضروری است.
they decided to belay the project due to budget constraints.
آنها تصمیم گرفتند پروژه را به دلیل محدودیتهای بودجهای به تعویق بیندازند.
always remember to belay when you're climbing with a partner.
همیشه به یاد داشته باشید که هنگام صعود با شریک، حمایت کنید.
the instructor taught us how to belay safely.
مربی به ما آموزش داد که چگونه به طور ایمن حمایت کنیم.
we had to belay our decision until the meeting next week.
ما باید تصمیم خود را تا جلسه هفته آینده به تعویق بیندازیم.
he was asked to belay the message until the official announcement.
از او خواسته شد تا زمانی که اعلام رسمی انجام شود، پیام را به تعویق بیندازد.
in rock climbing, it's vital to belay correctly to prevent accidents.
در صخرهنوردی، برای جلوگیری از حوادث، حمایت صحیح بسیار مهم است.
the team decided to belay their expedition due to bad weather.
تیم تصمیم گرفت به دلیل آب و هوای نامناسب، экспедиция خود را به تعویق بیندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید