bide

[ایالات متحده]/baɪd/
[بریتانیا]/baɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. منتظر بودن، ماندن
vt. منتظر بودن برای، تحمل کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbiding
قسمت سوم فعلbided
شکل سوم شخص مفردbides
زمان گذشتهbided

عبارات و ترکیب‌ها

bide one's time

صبر کردن و منتظر زمان مناسب بودن

bide farewell

خداحافظی کردن

bide in silence

در سکوت ماندن

bide with patience

با صبر و حوصله بمانید

جملات نمونه

Bide yet a little.

صبر کن کمی دیگر.

Bide here for a while.

اینجا منتظر باش برای مدتی.

Bide still until you feel better.

بی‌حرکت بمان تا احساس بهتری داشته باشی.

how long must I bide here to wait for the answer?.

چقدر باید اینجا صبر کنم تا منتظر جواب باشم؟

We’ll have to bide our time until the rain stops.

ما باید زمان خود را صبر کنیم تا باران بند بیاید.

Jack was hurt deeply, and he bided his time for revenge.

جک عمیقاً آسیب دید و برای انتقام زمان خود را صبر کرد.

she patiently bided her time before making an escape bid.

او با صبر و حوصله زمان خود را صبر کرد قبل از اینکه سعی کرد فرار کند.

Their ready answer suggested that they had long bided that.

جواب آماده آنها نشان داد که آنها مدت طولانی آن را صبر کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید