billiard

[ایالات متحده]/'bɪljəd/
[بریتانیا]/'bɪljɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به بازی بیلیارد; مرتبط با بیلیارد
n. امتیاز حاصل از قرار دادن دو توپ به طور متوالی در بیلیارد

عبارات و ترکیب‌ها

billiard table

میز بیلیارد

billiard ball

توپ بیلیارد

جملات نمونه

Playing billiards is my chief recreation.

بازی بیلیارد سرگرمی اصلی من است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید