bitcheries

[ایالات متحده]/ˈbɪtʃəriːz/
[بریتانیا]/ˈbɪtʃərəz/

ترجمه

n. عمل رفتار کردن مانند یک زن بد یا استفاده از زبان توهین‌آمیز نسبت به زنان.

عبارات و ترکیب‌ها

stop your bitcheries

متوقف کردن لجبازيهايت

جملات نمونه

she always talks about her bitcheries at work.

او همیشه در مورد غرغی‌ها و شکایت‌هایش در محل کار صحبت می‌کند.

his bitcheries can be quite entertaining.

غرغی‌ها و شکایت‌های او می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد.

they had a long discussion about the latest bitcheries in town.

آنها بحث طولانی در مورد آخرین غرغی‌ها و شکایت‌های شهر داشتند.

i don't want to hear your bitcheries right now.

من نمی‌خواهم همین الان غرغی‌ها و شکایت‌های شما را بشنوم.

her bitcheries often distract me from work.

غرغی‌ها و شکایت‌های او اغلب باعث می‌شود از کارم دور شوم.

we shared our bitcheries over coffee.

ما غرغی‌ها و شکایت‌هایمان را در کنار قهوه با هم در میان گذاشتیم.

he has a knack for turning ordinary events into bitcheries.

او استعداد این را دارد که رویدادهای معمولی را به غرغی‌ها و شکایت‌ها تبدیل کند.

listening to her bitcheries is a guilty pleasure.

گوش دادن به غرغی‌ها و شکایت‌های او یک لذت گناه آلود است.

they laughed about the bitcheries of the past.

آنها در مورد غرغی‌ها و شکایت‌های گذشته خندیدند.

her bitcheries are always full of drama.

غرغی‌ها و شکایت‌های او همیشه پر از درام هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید