blanker

[ایالات متحده]/ˈblæŋkər/
[بریتانیا]/ˈblänkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای خاموش کردن شعله ها؛ ماشینی برای ریختن مواد؛ یک کارتریج خالی؛ یک فضای خالی.؛ کارگری که مواد را به یک دستگاه می دهد؛ یک برش زن؛ یک شکل دهنده.

عبارات و ترکیب‌ها

draw a blanker

کشیدن یک پاسخ خالی

left me blanking

من را در حال خالی کردن گذاشت

blank stare

نگاه خیره

a blanker response

یک پاسخ خالی

go blank

خالی شدن

blank expression

حالت چهره بی‌احساس

جملات نمونه

the blanker is used to cover the bed.

ملحفه برای پوشاندن تخت استفاده می شود.

don't forget to wash the blanker after use.

فراموش نکنید که بعد از استفاده ملحفه را بشویید.

i bought a new blanker for the winter.

من یک ملحفه جدید برای زمستان خریدم.

the blanker kept me warm during the night.

ملحفه شب‌ها مرا گرم نگه داشت.

she chose a colorful blanker for her bedroom.

او یک ملحفه رنگارنگ برای اتاق خوابش انتخاب کرد.

he folded the blanker neatly before putting it away.

او قبل از گذاشتن آن در جای خود، ملحفه را به طور مرتب تا کرد.

the blanker was too heavy for the summer.

ملحفه برای تابستان خیلی سنگین بود.

they used a blanker to decorate the sofa.

آنها از ملحفه برای تزئین مبل استفاده کردند.

the hotel provided a soft blanker for guests.

هتل یک ملحفه نرم برای مهمانان فراهم کرد.

she always keeps an extra blanker in the car.

او همیشه یک ملحفه اضافی در ماشین نگه می دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید