blethers

[ایالات متحده]/ˈblɛðərz/
[بریتانیا]/ˈblɛðərz/

ترجمه

n. پرحرف یا صحبت احمقانه؛ مزخرفات.
vi. به طور طولانی به شیوه‌ای درهم و برهم و گیج صحبت کردن.
vt. به طور بیش از حد و احمقانه درباره چیزی صحبت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

cut the blethers

حذف حرف‌های بی‌معنی

ignore the blethers

نادیده گرفتن حرف‌های بی‌معنی

blethers about nothing

حرف‌های بی‌معنی درباره هیچ چیز

full of blethers

پر از حرف‌های بی‌معنی

waste of blethers

اتلاف حرف‌های بی‌معنی

جملات نمونه

he always blethers on about his travels.

او همیشه در مورد سفرهايش صحبت می‌کند.

stop blethering and get to the point!

مکالمه بی فایده را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید!

she has a habit of blethering during meetings.

او عادت دارد در جلسات صحبت کند.

we spent the afternoon blethering over coffee.

ما بعد از ظهر را در حالی که قهوه می‌خوردیم، صحبت کردیم.

he tends to blether when he’s nervous.

وقتی عصبی است، معمولاً صحبت می‌کند.

don't blether too much, or you'll miss the train.

خیلی زیاد صحبت نکنید، وگرنه قطار را از دست خواهید داد.

they were blethering about the latest gossip.

آنها در مورد آخرین شایعات صحبت می‌کردند.

she loves to blether with her friends on weekends.

او عاشق صحبت کردن با دوستانش آخر هفته است.

he can blether for hours without stopping.

او می‌تواند ساعت‌ها بدون توقف صحبت کند.

we had a good blether about our plans for the summer.

ما در مورد برنامه‌هایمان برای تابستان صحبت کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید