boggle

[ایالات متحده]/ˈbɒɡl/
[بریتانیا]/ˈbɑːɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تردید کردن; عقب نشینی کردن; طفره رفتن
vt. خراب کردن; نابود کردن
n. شگفتی; حیرت
Word Forms
قسمت سوم فعلboggled
صفت یا فعل حال استمراریboggling
شکل سوم شخص مفردboggles
زمان گذشتهboggled
جمعboggles

عبارات و ترکیب‌ها

mind-boggling

ذهن گشا

boggle the mind

ذهن را به حیرت درآوردن

جملات نمونه

the mind boggles at the spectacle.

ذهن در برابر تماشای آن متحیر می‌شود.

Never boggle at a difficulty.

هرگز در برابر دشواری دچار حیرت نشوید.

the inflated salary of a star boggles the mind.

حقوق نجومی یک ستاره ذهن را متحیر می‌کند.

you never boggle at plain speaking.

شما هرگز در برابر صحبت رک و پوست کنده دچار حیرت نمی‌شوید.

boggle your eyes at the whizzy visuals.

چشمان خود را به جلوه‌های بصری جذاب خیره کنید.

The vastness of space really boggles the mind.

بی‌کرانی فضا واقعاً ذهن را متحیر می‌کند.

My mind boggles at the idea!

ذهن من در برابر این ایده متحیر می‌شود!

He boggled at the thought of swimming in winter.

او در برابر فکر شنا کردن در زمستان دچار حیرت شد.

The mind boggles at the thought of a boxer dressed up as a fairy.

ذهن در برابر فکر یک بوکسور که لباس یک پری دارد متحیر می‌شود.

I have never understood why people who can swallow the enormous improbability of a personal God boggle at a personal Devil.

من هرگز نفهمیده‌ام چرا افرادی که می‌توانند احتمال عدم وجود یک خدا را بپذیرند، در برابر وجود یک شیطان دچار حیرت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید