boule

[ایالات متحده]/buːl/
[بریتانیا]/bʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ قیمتی مصنوعی به شکل گلابی؛ هنر کنده‌کاری.

عبارات و ترکیب‌ها

petanque boule

توپ پتانک

boule game

بازی با توپ

boule set

ست توپ

boule ball

توپ بول

boule lane

مسیر توپ

boule pins

حلقه‌های توپ

boule score

امتیاز توپ

play boule

بازی با توپ

learn boule

یادگیری توپ

join boule

پیوستن به توپ

جملات نمونه

21. Lifesaving , 22. Boules Sports ,

21. نجات جان، 22. ورزش بول

It depicts boules players apparently tossing bombs across a lawn.

در آن تصویر، بازیکنان بول به طور ظاهری در حال پرتاب بمب به وسط چمن هستند.

a game of boule

یک بازی بول

we played a game of boule in the park.

ما یک بازی بول در پارک انجام دادیم.

he loves to practice boule every weekend.

او عاشق تمرین بول هر آخر هفته است.

boule is a popular sport in france.

بول یک ورزش محبوب در فرانسه است.

she won the boule tournament last summer.

او تابستان گذشته در مسابقات بول برنده شد.

we need to buy new boule balls for the game.

ما باید توپ های بول جدید برای بازی بخریم.

they often gather to play boule in the evenings.

آنها اغلب برای بازی بول در شب ها دور هم جمع می شوند.

learning the rules of boule is quite easy.

یادگیری قوانین بول بسیار آسان است.

he taught me how to throw a boule properly.

او به من یاد داد که چگونه به درستی بول پرتاب کنم.

we enjoyed a picnic while playing boule.

ما در حالی که بول بازی می کردیم از یک پیک نیک لذت بردیم.

the boule court was crowded with players.

زمین بازی بول پر از بازیکن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید