boxed in
درون محفظه
boxed set
ست جعبهای
boxed lunch
ناهار بستهبندی شده
boxed wine
شراب بطریدار
boxed up
بستهبندی شده
boxed off
محصور شده
boxed score
نتیجه نهایی
box out
بیرون راندن
boxing day
روز باکسینگ
the toys are boxed for shipping.
اسباببازیها برای ارسال بستهبندی شدهاند.
she boxed the leftovers after dinner.
او غذای باقیمانده را بعد از شام بستهبندی کرد.
the gift was beautifully boxed.
هدیه به زیبایی بستهبندی شده بود.
he boxed his clothes for the move.
او لباسهایش را برای جابجایی بستهبندی کرد.
the chocolates were boxed for the holiday.
شکلاتها برای تعطیلات بستهبندی شده بودند.
they boxed the books for the donation.
آنها کتابها را برای اهدای خیر به بستهبندی کردند.
she carefully boxed the fragile items.
او با دقت اقلام شکننده را بستهبندی کرد.
the artwork was boxed to protect it.
آثار هنری برای محافظت از آنها بستهبندی شد.
he boxed his old toys for charity.
او اسباببازیهای قدیمی خود را برای کمک به خیریه بستهبندی کرد.
the items were boxed and labeled for inventory.
اقلام بستهبندی و برای موجودی برچسبگذاری شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید