full of braggadocio
پر از خودنمایی
braggadocio speech
سخنرانی پر از خودنمایی
unfounded braggadocio
خودنمایی بی اساس
excess braggadocio
خودنمایی بیش از حد
braggadocio boast
خودنمایی مغرانه
check braggadocio
بررسی خودنمایی
hide braggadocio
پنهان کردن خودنمایی
braggadocio tone
لحن خودشیفته
inflated braggadocio
خودنمایی اغراق آمیز
excessive braggadocio
خودنمایی افراطی
his braggadocio often annoys his friends.
غرور او اغلب دوستانش را آزار میدهد.
she dismissed his braggadocio as mere arrogance.
او غرور او را صرفاً خودبزرگبینی تلقی کرد.
braggadocio can sometimes mask insecurities.
غرور گاهی اوقات میتواند ناامنیها را پنهان کند.
his braggadocio didn't impress anyone at the party.
غرور او در مهمانی هیچکس را تحت تاثیر قرار نداد.
braggadocio is often seen in competitive sports.
غرور اغلب در ورزشهای رقابتی دیده میشود.
despite his braggadocio, he knew he wasn't the best.
با وجود غرور او، میدانست که بهترین نیست.
her braggadocio about her achievements was hard to believe.
غرور او در مورد دستاوردش سخت بود تا باور کند.
braggadocio often leads to unrealistic expectations.
غرور اغلب منجر به انتظارات غیرواقعی میشود.
he used braggadocio to cover up his failures.
او از غرور برای پوشاندن شکستهایش استفاده کرد.
braggadocio can be entertaining, but it rarely wins respect.
غرور میتواند سرگرمکننده باشد، اما به ندرت احترام را به دست میآورد.
full of braggadocio
پر از خودنمایی
braggadocio speech
سخنرانی پر از خودنمایی
unfounded braggadocio
خودنمایی بی اساس
excess braggadocio
خودنمایی بیش از حد
braggadocio boast
خودنمایی مغرانه
check braggadocio
بررسی خودنمایی
hide braggadocio
پنهان کردن خودنمایی
braggadocio tone
لحن خودشیفته
inflated braggadocio
خودنمایی اغراق آمیز
excessive braggadocio
خودنمایی افراطی
his braggadocio often annoys his friends.
غرور او اغلب دوستانش را آزار میدهد.
she dismissed his braggadocio as mere arrogance.
او غرور او را صرفاً خودبزرگبینی تلقی کرد.
braggadocio can sometimes mask insecurities.
غرور گاهی اوقات میتواند ناامنیها را پنهان کند.
his braggadocio didn't impress anyone at the party.
غرور او در مهمانی هیچکس را تحت تاثیر قرار نداد.
braggadocio is often seen in competitive sports.
غرور اغلب در ورزشهای رقابتی دیده میشود.
despite his braggadocio, he knew he wasn't the best.
با وجود غرور او، میدانست که بهترین نیست.
her braggadocio about her achievements was hard to believe.
غرور او در مورد دستاوردش سخت بود تا باور کند.
braggadocio often leads to unrealistic expectations.
غرور اغلب منجر به انتظارات غیرواقعی میشود.
he used braggadocio to cover up his failures.
او از غرور برای پوشاندن شکستهایش استفاده کرد.
braggadocio can be entertaining, but it rarely wins respect.
غرور میتواند سرگرمکننده باشد، اما به ندرت احترام را به دست میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید