brattice

[ایالات متحده]/ˈbrætɪs/
[بریتانیا]/ˈbrætis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سازه موقت چوبی؛ یک سپر یا دیواره در یک شافت معدن.؛ یک دیواره یا صفحه که برای تقسیم فضا استفاده می‌شود.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbrattices
جمعbrattices
صفت یا فعل حال استمراریbratticing
زمان گذشتهbratticed
قسمت سوم فعلbratticed

عبارات و ترکیب‌ها

brattice support

پشتیبانی براچه

install brattice

نصب براچه

inspect brattices

بازرسی براچه‌ها

remove brattice

برداشتن براچه

brattice panel

پنل براچه

brattice wall

دیوار براچه

brattice system

سیستم براچه

coal brattice

براچه زغال سنگ

brattice design

طراحی براچه

brattice door

در براچه

جملات نمونه

the miners used a brattice to direct the airflow in the tunnel.

ماینرها از یک برتایس برای هدایت جریان هوا در تونل استفاده کردند.

proper installation of the brattice is crucial for safety.

نصب صحیح برتایس برای ایمنی بسیار مهم است.

they reinforced the brattice to prevent collapses.

آنها برتایس را برای جلوگیری از ریزش تقویت کردند.

the brattice helped to improve ventilation in the mine.

برتایس به بهبود تهویه در معدن کمک کرد.

he explained how to set up a brattice effectively.

او توضیح داد که چگونه یک برتایس را به طور موثر نصب کنیم.

without a brattice, the air quality in the mine deteriorated.

بدون برتایس، کیفیت هوای معدن بد شد.

the crew checked the brattice before starting their shift.

تیم خدمه قبل از شروع شیفت کاری، برتایس را بررسی کرد.

brattices are essential for controlling dust in mining operations.

برتایس ها برای کنترل گرد و غبار در عملیات معدن ضروری هستند.

he learned about the different types of brattice materials.

او در مورد انواع مختلف مواد برتایس اطلاعاتی کسب کرد.

the old brattice needed replacement due to wear and tear.

برتایس قدیمی به دلیل سایش و پارگی نیاز به تعویض داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید