buckling

[ایالات متحده]/ˈbʌkəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʌklɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زیر فشار خم کردن یا تا کردن، دفرمه شدن.
n. یک قفل یا حالت قفل شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

buckling load

بارگذاری سوراخ شدن

buckling analysis

تجزیه و تحلیل کمانش

buckling strength

مقاومت در برابر کمانش

buckling mode

حالت کمانش

buckling failure

شکستگی ناشی از کمانش

buckling resistance

مقاومت در برابر کمانش

buckling phenomenon

پدیده کمانش

buckling capacity

ظرفیت کمانش

buckling design

طراحی در برابر کمانش

buckling stability

پایداری در برابر کمانش

جملات نمونه

the bridge is buckling under the weight of heavy traffic.

پل در اثر وزن ترافیک سنگین در حال خم شدن است.

he noticed the floorboards buckling after the flood.

او متوجه شد که پس از سیل، کف‌پوش‌ها در حال خم شدن هستند.

the old building is buckling due to lack of maintenance.

ساختمان قدیمی به دلیل عدم نگهداری در حال خم شدن است.

she felt her knees buckling during the intense workout.

او احساس کرد که در حین تمرین شدید، زانوهایش در حال خم شدن هستند.

the chair was buckling under his weight.

صندلی در اثر وزن او در حال خم شدن بود.

they reported buckling in the metal framework of the structure.

آنها گزارش کردند که در ساختار فلزی سازه، خمیدگی وجود دارد.

after the earthquake, many roads showed signs of buckling.

پس از زلزله، بسیاری از جاده‌ها نشانه‌هایی از خمیدگی نشان دادند.

the pressure caused the pipes to start buckling.

فشار باعث شد لوله‌ها شروع به خم شدن کنند.

the roof was buckling from the heavy snowfall.

سقف در اثر بارش برف سنگین در حال خم شدن بود.

he tried to fix the buckling pages in the book.

او سعی کرد صفحات خمیده در کتاب را تعمیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید