bullyrag someone
اذیت کردن یا زور گفتن به کسی
bullyragging tactics
تاکتیکهای زورگویی
bullyrag a friend
اذیت کردن یا زور گفتن به یک دوست
bullyrag the weak
اذیت کردن یا زور گفتن به افراد ضعیف
bullyragging behavior
رفتار زورگویی
bullyrag in school
زورگویی در مدرسه
bullyragging others
زورگویی با دیگران
bullyrag your peers
زورگویی با همسالان خود
bullyragging incidents
حوادث زورگویی
bullyrag culture
فرهنگ زورگویی
don't bullyrag your friends just to get your way.
بهمنظور رسیدن به خواسته خود، دوستان خود را اذیت نکنید.
he tends to bullyrag others when he feels insecure.
وقتی احساس ناامنی میکند، تمایل دارد دیگران را اذیت کند.
she was tired of being bullyragged by her classmates.
او از اینکه همکلاسیهایش او را اذیت میکردند خسته شده بود.
it's not right to bullyrag someone for their mistakes.
اذیت کردن کسی به خاطر اشتباهاتش درست نیست.
he used to bullyrag his younger siblings for fun.
او فقط برای تفریح خواهر و برادران کوچکترش را اذیت میکرد.
she stood up to the bullyragging in the playground.
او در برابر اذیت و آزار در زمین بازی ایستاد.
bullying and bullyragging should never be tolerated.
اذیت و آزار و اذیت کردن هرگز نباید تحمل شود.
he realized that bullyragging others only made him feel worse.
او متوجه شد که اذیت کردن دیگران فقط او را بدتر میکند.
bullying often starts with minor bullyragging.
اذیت و آزار اغلب با اذیت کردن جزئی شروع میشود.
she decided to speak out against the bullyragging in her school.
او تصمیم گرفت علیه اذیت و آزار در مدرسهاش صحبت کند.
bullyrag someone
اذیت کردن یا زور گفتن به کسی
bullyragging tactics
تاکتیکهای زورگویی
bullyrag a friend
اذیت کردن یا زور گفتن به یک دوست
bullyrag the weak
اذیت کردن یا زور گفتن به افراد ضعیف
bullyragging behavior
رفتار زورگویی
bullyrag in school
زورگویی در مدرسه
bullyragging others
زورگویی با دیگران
bullyrag your peers
زورگویی با همسالان خود
bullyragging incidents
حوادث زورگویی
bullyrag culture
فرهنگ زورگویی
don't bullyrag your friends just to get your way.
بهمنظور رسیدن به خواسته خود، دوستان خود را اذیت نکنید.
he tends to bullyrag others when he feels insecure.
وقتی احساس ناامنی میکند، تمایل دارد دیگران را اذیت کند.
she was tired of being bullyragged by her classmates.
او از اینکه همکلاسیهایش او را اذیت میکردند خسته شده بود.
it's not right to bullyrag someone for their mistakes.
اذیت کردن کسی به خاطر اشتباهاتش درست نیست.
he used to bullyrag his younger siblings for fun.
او فقط برای تفریح خواهر و برادران کوچکترش را اذیت میکرد.
she stood up to the bullyragging in the playground.
او در برابر اذیت و آزار در زمین بازی ایستاد.
bullying and bullyragging should never be tolerated.
اذیت و آزار و اذیت کردن هرگز نباید تحمل شود.
he realized that bullyragging others only made him feel worse.
او متوجه شد که اذیت کردن دیگران فقط او را بدتر میکند.
bullying often starts with minor bullyragging.
اذیت و آزار اغلب با اذیت کردن جزئی شروع میشود.
she decided to speak out against the bullyragging in her school.
او تصمیم گرفت علیه اذیت و آزار در مدرسهاش صحبت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید