| جمع | busboys |
busboy job
کار پرسنل خدمات رستوران
new busboy
پرسنل خدمات جدید
busboy duties
وظایف پرسنل خدمات
busboy training
آموزش پرسنل خدمات
experienced busboy
پرسنل خدمات با تجربه
busboy working
کار پرسنل خدمات
busboy shifts
شیفتهای پرسنل خدمات
busboy salary
حقوق پرسنل خدمات
be a busboy
به عنوان پرسنل خدمات کار کن
busboy cleaning
پاکسازی توسط پرسنل خدمات
the busboy quickly cleared the tables after dinner.
پس از غذا، پرسنل پاک کننده سریعاً میزها را تمیز کرد.
he started as a busboy and worked his way up to manager.
او به عنوان یک پرسنل پاک کننده شروع کرد و به مدریت رسید.
the busboy efficiently stacked the dirty dishes at the dishwashing station.
پرسنل پاک کننده به طور کارآمد ظروف کثیف را در میز پاک کردن پیش روی هم قرار داد.
a good busboy is essential for smooth restaurant service.
یک پرسنل پاک کننده خوب برای خدمات رستوران بدون مشکل ضروری است.
the busboy reset the tables with fresh linens and silverware.
پرسنل پاک کننده میزها را با لی넨 جدید و ظروف فلزی بازتنظیم کرد.
the head waiter trained the new busboy on proper procedures.
سر پرسنل آشپزخانه پرسنل پاک کننده جدید را در روشهای درست آموزش داد.
the busboy diligently wiped down the tables and chairs.
پرسنل پاک کننده با دقت میزها و صندلیها را پاک کرد.
the busboy helped the servers by bringing water and bread.
پرسنل پاک کننده با ارائه آب و نان به کمک پرسنل سرو کردن کمک کرد.
the busboy’s job is physically demanding but important.
وظیفه پرسنل پاک کننده فیزیکی و سخت است اما مهم است.
the busboy noticed a dropped napkin and picked it up.
پرسنل پاک کننده یک دستکش افتاده را متوجه شد و آن را جمع کرد.
the busboy worked tirelessly throughout the busy evening.
پرسنل پاک کننده در طول شب مشغول به طور بدون خستگی کار کرد.
busboy job
کار پرسنل خدمات رستوران
new busboy
پرسنل خدمات جدید
busboy duties
وظایف پرسنل خدمات
busboy training
آموزش پرسنل خدمات
experienced busboy
پرسنل خدمات با تجربه
busboy working
کار پرسنل خدمات
busboy shifts
شیفتهای پرسنل خدمات
busboy salary
حقوق پرسنل خدمات
be a busboy
به عنوان پرسنل خدمات کار کن
busboy cleaning
پاکسازی توسط پرسنل خدمات
the busboy quickly cleared the tables after dinner.
پس از غذا، پرسنل پاک کننده سریعاً میزها را تمیز کرد.
he started as a busboy and worked his way up to manager.
او به عنوان یک پرسنل پاک کننده شروع کرد و به مدریت رسید.
the busboy efficiently stacked the dirty dishes at the dishwashing station.
پرسنل پاک کننده به طور کارآمد ظروف کثیف را در میز پاک کردن پیش روی هم قرار داد.
a good busboy is essential for smooth restaurant service.
یک پرسنل پاک کننده خوب برای خدمات رستوران بدون مشکل ضروری است.
the busboy reset the tables with fresh linens and silverware.
پرسنل پاک کننده میزها را با لی넨 جدید و ظروف فلزی بازتنظیم کرد.
the head waiter trained the new busboy on proper procedures.
سر پرسنل آشپزخانه پرسنل پاک کننده جدید را در روشهای درست آموزش داد.
the busboy diligently wiped down the tables and chairs.
پرسنل پاک کننده با دقت میزها و صندلیها را پاک کرد.
the busboy helped the servers by bringing water and bread.
پرسنل پاک کننده با ارائه آب و نان به کمک پرسنل سرو کردن کمک کرد.
the busboy’s job is physically demanding but important.
وظیفه پرسنل پاک کننده فیزیکی و سخت است اما مهم است.
the busboy noticed a dropped napkin and picked it up.
پرسنل پاک کننده یک دستکش افتاده را متوجه شد و آن را جمع کرد.
the busboy worked tirelessly throughout the busy evening.
پرسنل پاک کننده در طول شب مشغول به طور بدون خستگی کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید