buttonholing

[ایالات متحده]/ˈbʌtənˌhəʊlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʌtənˌhoʊlɪŋ/

ترجمه

v. کسی را با گرفتن آستینش و به طور مداوم و اغلب به شیوه‌ای قوی صحبت کردن، بازداشت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

buttonholing tactics

تاکتیک‌های به زور تحمیل شده

buttonholing strategy

استراتژی به زور تحمیل شده

buttonholing technique

تکنیک به زور تحمیل شده

buttonholing approach

رویکرد به زور تحمیل شده

buttonholing method

روش به زور تحمیل شده

buttonholing practice

تمرین به زور تحمیل شده

buttonholing skills

مهارت‌های به زور تحمیل شده

buttonholing session

جلسه به زور تحمیل شده

buttonholing event

رویداد به زور تحمیل شده

buttonholing opportunity

فرصت به زور تحمیل شده

جملات نمونه

buttonholing a politician can be an effective way to express your concerns.

گفتگو یا تعامل طولانی و اصراری با یک سیاستمدار می‌تواند راهی مؤثر برای بیان نگرانی‌های شما باشد.

she spent the evening buttonholing guests at the party.

او شب را به صحبت کردن و تعامل طولانی با مهمانان در مهمانی گذراند.

buttonholing your boss before a meeting can help clarify your ideas.

صحبت کردن و تعامل طولانی با رئیس خود قبل از یک جلسه می‌تواند به روشن شدن ایده‌های شما کمک کند.

he was buttonholing people to gather support for his campaign.

او برای جمع‌آوری حمایت برای کمپین خود با مردم صحبت می‌کرد و تعامل طولانی داشت.

buttonholing a friend for advice can lead to valuable insights.

صحبت کردن و تعامل طولانی با یک دوست برای دریافت مشاوره می‌تواند منجر به بینش‌های ارزشمندی شود.

during the event, she was buttonholing attendees to discuss her project.

در طول رویداد، او با حضار صحبت می‌کرد و تعامل طولانی داشت تا در مورد پروژه خود صحبت کند.

buttonholing experts at the conference helped him gain new perspectives.

صحبت کردن و تعامل طولانی با متخصصان در کنفرانس به او کمک کرد تا دیدگاه‌های جدیدی به دست آورد.

he was buttonholing fellow researchers to share his findings.

او با محققان همکار صحبت می‌کرد و تعامل طولانی داشت تا یافته‌های خود را به اشتراک بگذارد.

buttonholing the speaker after the lecture was worth the effort.

صحبت کردن و تعامل طولانی با سخنران بعد از سخنرانی ارزش تلاش را داشت.

she found buttonholing her classmates helpful for group projects.

او صحبت کردن و تعامل طولانی با همکلاسی‌های خود را برای پروژه‌های گروهی مفید می‌دانست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید