cabo

[ایالات متحده]/ˈkæboʊ/
[بریتانیا]/KAH-boh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساقه یک برگ تنباکو؛ ساقه یا رگ وسط یک برگ تنباکو؛ همچنین، هسته یا مرکز یک سیگار.

عبارات و ترکیب‌ها

cabo san lucas

کابو سان لوکاس

cabo verde

کابو ورده

cabo de gato

کابو د گاتو

cabo blanco

کابو بلانکو

cabo rojo

کابو روخو

cabo negro

کابو نگرو

cabo da roca

کابو دا روکا

cabo de hornos

کابو د هورنوس

cabo de guerra

کابو د گِررا

جملات نمونه

the cabo was beautifully decorated for the festival.

کابو به زیبایی برای جشنواره تزئین شده بود.

she took the cabo to the next town.

او کابو را به شهر بعدی برد.

the cabo is known for its vibrant colors.

کابو به خاطر رنگ‌های زنده اش معروف است.

they enjoyed a ride in the cabo during the summer.

آنها از یک سفر در کابو در طول تابستان لذت بردند.

the cabo was filled with laughter and music.

کابو پر از خنده و موسیقی بود.

he painted the cabo to reflect his artistic style.

او کابو را به گونه ای رنگ کرد که سبک هنری خود را منعکس کند.

we gathered in the cabo to celebrate.

ما برای جشن در کابو جمع شدیم.

the cabo serves as a reminder of our journey.

کابو به عنوان یادآور سفر ما عمل می کند.

they transformed the cabo into a cozy lounge.

آنها کابو را به یک سالن دنج تبدیل کردند.

the cabo was a perfect spot for a picnic.

کابو مکانی عالی برای پیک نیک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید