cabriole

[ایالات متحده]/kæˈbri.oʊl/
[بریتانیا]/kə-BRI-ōl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پای منحنی بر روی یک قطعه مبلمان.; یک قدم باله که در آن یک پا به پای دیگر در حین پرش می‌زند.
Word Forms
جمعcabrioles

عبارات و ترکیب‌ها

cabriole leg

حلقه پا

cabriole sofa

مبل با پایه کابریول

cabriole chair

صندلی با پایه کابریول

cabriole foot

حلقه پا

cabriole style

سبک کابریول

cabriole back

پشتی کابریول

cabriole table

میز با پایه کابریول

cabriole design

طراحی کابریول

cabriole arm

بازوی کابریول

cabriole pattern

الگوی کابریول

جملات نمونه

the dancer executed a perfect cabriole during the performance.

رقصنده یک کابریول کامل در طول اجرا انجام داد.

she learned how to do a cabriole in her ballet class.

او یاد گرفت که چگونه یک کابریول را در کلاس باله خود انجام دهد.

the horse performed a stunning cabriole in the competition.

اسب یک کابریول خیره‌کننده در مسابقه انجام داد.

his cabriole was the highlight of the dance recital.

کابریول او اوج برنامه رقص بود.

she practiced her cabriole every day to improve her technique.

او هر روز برای بهبود تکنیک خود کابریول خود را تمرین کرد.

the choreographer incorporated a cabriole into the routine.

طراح رقص یک کابریول را در برنامه گنجاند.

he was praised for his elegant cabriole at the gala.

او برای کابریول ظریفش در گالا مورد تحسین قرار گرفت.

learning the cabriole requires a lot of strength and balance.

یادگیری کابریول به مقدار زیادی قدرت و تعادل نیاز دارد.

the cabriole is a challenging move in classical ballet.

کابریول یک حرکت چالش برانگیز در باله کلاسیک است.

she watched videos of famous dancers performing cabrioles.

او فیلم‌هایی از رقصندگان مشهوری که کابریول انجام می‌دادند تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید